Five of Kites
رقابت به مثابه شاگردیِ پرهیاهو: پنج پسر بر فراز آسمان یک هوتونگ بادبادک میپرانند و نخهایشان بدون کینه در هم گره میخورد.
کارت در یک نگاه
- عددشناسی
- 5
- عنصر
- آتش
- طالعبینی
- زحل در اسد (دکان اول) · ۲۲ ژوئیه تا ۱ اوت
- مسیر کابالایی
- گبورا (شدت)
- زمانبندی
- اواخر ژوئیه · فصل اسد · باد اوج تابستان
- بله / خیر
- شاید؛ هنوز برنده مشخصی وجود ندارد
مستقیم
معکوس
Five of Kites در هر دسته
دستههای مختلف، همان کهنالگوها را بازتفسیر میکنند. تصویرگریها را مقایسه کنید و برای خواندن تفسیر کامل، دسته مورد نظر را باز کنید.
تصویرسازی و نمادشناسی
بر فراز سقفهای سفالی خاکستری کوچهای در پکن، پنج پسر در حال نبرد بادبادکها هستند. نخهای آغشته به خردهشیشه آنها در آسمانی مشترک متقاطع میشوند، میبرند و گره میخورند، و پنج بادبادک کاغذی برای اوج گرفتن تلاش میکنند: یک پرستو، یک ماهی قرمز، یک پروانه، یک باز، و یک اژدهای هزارپا. هیچکس خشمگین نیست، همه فریاد میزنند، و یک بادبادک در حال چرخیدن به سمت پایین است. مشتهای پسران نه از روی تهدید، بلکه از سر شادی بالا رفته است، زیرا در هوتونگ مبارزه و بازی یک رفتار واحدند. این پنج چوبدست در تاروت پکن است و کشمکش بیهدف جوانان بدون زره را با مسابقهای روی پشتبام جایگزین میکند که هر کودک پکنی آن را میشناسد.
پنج بادبادک، پنج جاهطلبی رهاشده در یک باد هستند. آن باد یگانه و بیطرف است: همان وزشی که باز را بالا میبرد، اژدهای هزارپا را فرود میآورد؛ بنابراین شرایط از مهارت پشتیبانی میکند، نه از خواسته. نخهای آغشته به شیشه که آنقدر تیزند که یکدیگر را ببرند، نماد کلمات و تاکتیکهای یک مباحثهاند؛ آنقدر واقعی که سوزش ایجاد کنند اما در اینجا بدون نیت سوء به کار میروند. بادبادکِ در حال سقوط، درس خاموش کارت را به همراه دارد. هر رقابتی یک بازنده دارد، و در این کارت بازنده صرفاً پایین میآید، کاغذ را ترمیم میکند و فردا بازمیگردد.
پشتبامها اهمیت دارند. پسران بالاتر از حیاطها رفتهاند و هر یک موقعیت برتر خود را گرفتهاند، اما همه سقفها متعلق به یک کوچه هستند؛ بنابراین رقابت در دل یک جامعه شکل میگیرد. امشب این رقیبان سر سفرههایی در فاصله صدای یکدیگر غذا خواهند خورد. یک پرستوی واقعی در میان بادبادکهای کاغذی، دستنخورده از میان نبرد میگذرد؛ یادآوری طبیعت که استادی از درون مبارزه، بیتلاش به نظر میرسد. بادبادکها به خال آتش تعلق دارند و تنوع آنها از ماهی، حشره، پرنده شکاری و موجود افسانهای نشان میدهد که هیچ دو ارادهای شبیه هم ساخته نشدهاند. شستشوهای مرکب ملایم با فوران رنگ شنگرف، آسمان کاهی طلاکوب و یک مهر قرمز کوچک، صحنه را گرم نگه میدارند. این کشمکشی است که توسط کسی نقاشی شده که مبارزان را دوست دارد.
معنی اصلی
پنج بادبادکها همان پنج چوبدست تاروت پکن است و این کارت آن را رقابتی میداند که آموزش میدهد نه اینکه زخم بزند. پس از جشن استوار و پایدار چهار بادبادکها که نخهایش به درگاه حیاط بسته شده بود، شماره پنج همه چیز را باز میکند و به آسمان باز میسپارد. چند اراده، پروژه یا دیدگاه همزمان اوج گرفتهاند و نخهایشان در هم پیچیده است. این رقابت و مباحثهای از جنس هوتونگ است: پرصدا، پرانرژی و بدون کینه واقعی.
در حالی که پنج چوبدست سنتی کشمکش بیسازمان غریبهها را نشان میدهد، کارت پکن همان اصطکاک را به عنوان آزموده شدن همسایگان توسط همسایگان بازنمایی میکند. هیچکس در اینجا واقعاً دشمن نیست. همه در حال آزمودن یکدیگرند و خود اصطکاک مهارت را صیقل میدهد. استدلال کارت این است که کشمکش شکلی از شاگردی است که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد. شما باد را با پرواز در برابر سایر بادبادکها یاد میگیرید، نه با تماشا از حیاط. یک بادبادک که به سمت پایین میچرخد، باخت کوچک و اجتنابناپذیری است که در هر مسابقهای وجود دارد و کارت با آن باخت مانند شهریه رفتار میکند، نه شکست.
معنی مستقیم
در حالت مستقیم، موقعیت مانند آسمانی شلوغ است. همکاران، رقیبان یا اعضای خانواده همگی در جهتهای مختلف میکشند و نخها به هم ساییده میشوند. توصیه کارت روشن است: فریادها را به خود نگیرید و پشتبام را ترک نکنید. وارد مسابقه شوید و بادبادک خود را به پرواز درآورید، زیرا این رقابت آموزش در لباس مبدل است. از نخ خود دفاع کنید اما لحن بازی را حفظ نمایید. پسری که قهر میکند چیزی نمیآموزد، اما پسری که میخندد و دوباره بادبادک را رها میکند همه چیز را فرامیگیرد. ببینید نخ چه کسی با شما تلاقی میکند و به جای خشمگین شدن، تکنیک او را مطالعه کنید. خُلق خود را به سبکی کاغذ و قبضه خود را به محکمی خیزران نگه دارید.
در عشق. حیاط پر از هوای پرهیاهو میشود: مشاجرهها، شوخیها و جرقهها. در یک رابطه عاطفی، دو اراده قوی را نشان میدهد که نخهایشان مدام سر برنامهها، عادتها و خانوادهها به هم میخورد؛ اصطکاکی پرشور به جای فاصلهای سرد. همان انرژی که سوخت مباحثههاست، سوخت جذابیت نیز هست. برای جویندگان عشق، میتواند به معنی رقبای واقعی باشد، چند خواستگار که دور یک نفر میچرخند، خواستگاری مانند نبرد بادبادکها که در آن جذابیت و پایداری ارتفاع را تعیین میکند. به روش هوتونگ مشاجره کنید: صدای بلند، بدون بیرحمی، و شام خوردن با هم پس از آن.
در شغل. دفتر کار به پشتبام تبدیل میشود، با همکارانی که برای یک ارتقا رقابت میکنند و ایدههایی که در جلسات با هم برخورد دارند. به طور مشهود پرواز کنید: ایدههای خود را در جلسه مورد مناقشه ارائه دهید، نام خود را روی پروژه دشوار بگذارید و به چالشها پاسخ دهید نه اینکه آنها را در سکوت تحمل کنید. انتظار داشته باشید که با پیشنهادهای شما مخالفت شود و گاهی رد شوند. همکارانی که بیشترین فشار را روی نخ شما میآورند اغلب بیشترین احترام را برای آن قائلند و این دوره تلاش برای کسب جا، روشی است که محیط کار نام شما را یاد میگیرد.
در امور مالی. بادی پرمناقشه از پیشنهادهای رقابتی، چانهزنی و ادعاهای رقیب بر سر بودجه یا ارث. پیشرفت از طریق مسابقه فعال به دست میآید: سختتر مذاکره کنید، در برابر دیگران پیشنهاد دهید و از قیمت خود دفاع کنید. انتظار یک باخت کوچک در میان این شلوغی را داشته باشید، حقالزحمهای که کمتر پیشنهاد شده یا معاملهای که قاپیده شده است، و با آن به عنوان شهریه رفتار کنید. قیمت خود را پایین نیاورید تا از مباحثه اجتناب کنید. در کوچه، فروشندهای که با خوشرویی چانهزنی میکند، هم سکه و هم مشتری را حفظ میکند.
در سلامت. انرژی خالص پشتبام: بدن خواهان مسابقه، تحرک و بدنهای دیگر است تا خود را با آنها بسنجد. تمرینات رقابتی و اجتماعی را بر روالهای تنهایی ترجیح میدهد، از ورزشهای تیمی تا مسابقات و ورزش صبحگاهی در پارک. تمرین با رقیبان تلاشی را از شما بیرون میکشد که انضباط به تنهایی نمیتواند. انتظار ضربههای کوچک، خراشها و کبودیهای یک فصل فعال را داشته باشید و بیقراری را پیش از آنکه به تندخویی تبدیل شود، به ورزش هدایت کنید.
معنی معکوس
در حالت معکوس، باد افتاده یا بادبادکباز پشتبام را ترک کرده است. آن را به عنوان یکی از دو حالت بخوانید: التیام یا پنهان شدن. در مفهوم التیام، گره در حال باز شدن است. نخها با صبوری باز میشوند، اختلافات سر چای حل میشوند و پسرهایی که دیروز بادبادکهای یکدیگر را بریدند، امروز کاغذها را به هم میچسبانند. این آشتی پس از مشاجرهای پرصداست، متوقف شدن خصومتها که راه را برای پیروزی بهدستآمده در شش بادبادکها باز میکند. کسی باشید که نخستین بار از پشتبام پایین میآید.
در مفهوم پنهان شدن، رقابت از آموزش دست کشیده و شروع به فرسایش کرده است: همان بحثها، همان نخهای متقاطع، بدون کسب هیچ ارتفاعی. همچنین میتواند به شانه خالی کردن از هر مسابقهای از ترس باختن اشاره کند که به آرامی مهارتهایی را که فقط مسابقات میسازند از شما میگیرد. بادبادکی که در خانه نگه داشته شود هرگز باد را یاد نمیگیرد. تصمیم بگیرید کدام حالت است و اگر صرفاً به این دلیل که کسی بهتر پرواز میدهد از آسمان اجتناب میکنید، دوباره بالا بروید.
در عشق. طوفان در حال گذر یا سرکوب شدن است. در بهترین حالت، یک بحث طولانی با خنده پایان مییابد یا رقبا عقبنشینی میکنند و انتخاب روشن میشود. در بدترین حالت، نسبت به اجتناب از کشمکش هشدار میدهد: گلهها خورده میشوند تا صلحی دروغین حفظ شود، زوجی آنقدر از درهمتنیدگی میترسند که هیچ حرف واقعی به زبان آورده نمیشود. مشاجرههای انجامنشده مانند بادبادکهای درون انبار جمع میشوند. امتیازشماری را کنار بگذارید و به یاد آورید که رقابت برای چه بود، به دست آوردن یکدیگر نه پیروزی بر یکدیگر.
در شغل. نبرد دفتر کار در حال فروکش کردن یا شانه خالی کردن است. کشمکشها حل میشوند و تیمهای درگیر آشتی میکنند، بنابراین از آرامش استفاده کنید تا از رقبا تشکر کرده و نخهای کشیده شده را ترمیم نمایید. خوانش تاریک، اجتناب است: بلعیدن ایدههای خود در جلسات، رد کردن موقعیت شغلی، و اجازه دادن به همکاران پرصدا برای گرفتن اعتبار بدون مناقشه. آن سکوت به عنوان غیبت برداشت میشود و غیبت هرگز ارتقا نمییابد. همچنین میتواند نشاندهنده فرسودگی شغلی ناشی از درگیریهای سیاسی باشد که روز را میبلعند در حالی که کار واقعی پیشرفتی نمیکند.
در امور مالی. مسابقه یا در حال پایان است یا از آن شانه خالی میشود. اختلافات مالی حل میشود، ارث تقسیم میگردد و هر طرف با سهمی قابل قبول کنار میرود. هشدار، اجتناب است: امتناع از مذاکره، پذیرفتن نخستین قیمت، و واگذاری مشتریان به رقبا چون مبارزه را ناپسند میدانید. درآمد وقتی هرگز از آن دفاع نکنید به آرامی کاهش مییابد. همچنین میتواند نشاندهنده امور مالی پراکنده باشد، نبردهای مالی کوچک فراوان به طور همزمان و کارمزدهایی که در گره گم شدهاند؛ بنابراین یکپارچه شوید و فقط در مسابقاتی بجنگید که اهمیت دارند.
در سلامت. مسابقه با بدن در یکی از دو مسیر به انحراف رفته است. یا رقابت اجباری شده، تمرین همراه با درد برای شکست دادن کسی و دویدن دنبال سایه دیگری به جای سلامت خود، یا بادبادکباز کلاً آسمان را رها کرده است، تحرک متوقف شده و تندخویی مانند باد نوزیده انباشته میشود. هر دو گره هستند. از مقایسههایی که آسیب میزنند بیرون بیایید، به فشار وارده به درستی استراحت دهید و دوباره در سطح بازی وارد تحرک شوید.
یادداشتهای تاریخی
قدیمیترین نیای تصویری این کارت در تاروت سولا بوسکا قرار دارد که حدود سال ۱۴۹۱ در فرارا حکاکی شد و نخستین کارتهای شمارهدار مصور شناختهشده را دارد. پنج چوبدست آن، گایوس لوتاتیوس کاتولوس، نخستین عامی (پلبی) را که به کنسولی روم رسید مجسم میکند، که به عنوان سربازی زخمی با تاج گل و ترازو نشان داده شده است و کشمکش را به جای ورزش، به عنوان وظیفه کلاسیک و پایداری قاببندی میکند. سپس سنت تاروت مارسی این صحنه را حذف کرد و پنج چوبدست را در یک تقاطع هندسی انتزاعی چید و کارت را از طریق عددشناسی خواند، جایی که عدد پنج به طور جهانی مربع پایدار عدد چهار را میشکند.
معنای مدرن توسط محفل هرمسی طلوع طلایی تثبیت شد که کارت را به گبورا، پنجمین سفروت در درخت زندگی اختصاص داد که تحت حاکمیت مریخ است و «شدت» نامیده میشود. وقتی آتش متغیر چوبدستها وارد آن سفروت شدید میشود، نتیجه اصطکاک است و محفل کارت را «ارباب کشمکش» نامید. در سال ۱۹۰۹ آرتور ادوارد وایت و پاملا کولمن اسمیت آن انتزاع را به یک صحنه تبدیل کردند: پنج جوان با تونیکهای روشن و ناهمگون که چوبدستهای جوانه زنده را روی چمنزاری سبز به هم میکوبند، که وایت آن را جنگ تقلیدی جوانان در ورزش یا کشمکش نامید. هیچیک از چوبدستهای آنان زمین را لمس نمیکند و این کشمکش را بیریشه، سطحی و خالی از کینه واقعی نشان میدهد.
تاروت پکن آن بازقاببندی را وارد یک فرهنگ خاص میکند. عدد، آتش و خوانش کشمکش دوستانه را حفظ کرده و سپس نبرد تقلیدی را به نبرد بادبادکها روی پشتبام یک هوتونگ ترجمه میکند. تونیکهای روشن به پنج بادبادک با اشکال متفاوت تبدیل میشوند، چوبدستهای جوانه زده به نخهای آغشته به شیشه بدل میگردند و ویژگی بیریشه بودن نسخه اصلی (چوبدستهایی که هرگز به زمین نمیرسند) به عنوان پرندگان کاغذی نگه داشته شده در یک باد بیطرف باقی میماند.
تطبیقها و تناظرها
عدد. پنج، بادی که مربع پایدار چهار را آشفته میکند. چهار گوشه یک حیاط را نگه میدارند، بنابراین نیروی پنجم جایی برای ایستادن ندارد و باید برای جایگاه خود رقابت کند؛ به همین دلیل کارت حامل رقابت، نخهای متقاطع و ازدحام بادبادکهای زیاد در یک تکه از آسمان است. پنج همچنین عدد دست است، پنج انگشت روی قرقره، و یادگیری از طریق بدن: نبرد بادبادکها را نمیتوان به شما آموزش داد، فقط میتوانید در آن بجنگید.
اخترشناسی. دکان اول اسد، تقریباً از ۲۲ ژوئیه تا ۱ اوت، تحت حاکمیت فرعی زحل. اسد نشان خودابرازی و نمایش است، ابراز شادمانه قدرت، دقیقاً روحیه نبردی که در آن هر بادبادکبازی میخواهد اژدها یا باز او در بالاترین نقطه دیده شود. زحل وزن روی نخ است که انضباط، حدود و پیامد میآورد: نخها میبرند، بادبادکها میافتند و فقط مهارت صبورانه از گره زنده بیرون میآید. زحل علتی است که نبرد پرهیاهو یک مدرسه نیز هست.
عنصر. آتش در اجتماعیترین و مبارزهجویانهترین شکل خود، انرژی که جویای انرژی دیگری برای تمرین نبرد است، ارادهای که خود را بر روی ارادههای دیگر صیقل میدهد. در اینجا آتش میجنگد تا بدرخشد نه اینکه نابود کند، و از رقیبی شایسته صادقانه لذت میبرد.
کابالا. گبورا، پنجمین سفروت، که نامش به معنای شدت یا قدرت است و سیارهاش مریخ میباشد. گبورا قدرت هرسکننده و محدودکننده درخت است و برخورد چوبدستها در درون آن، عنوان «ارباب کشمکش» را در طلوع طلایی به این کارت داد.
دیدگاه روانشناختی
در خوانشهای شغلی و گروهی، این کارت تقریباً دقیقاً با مرحله «طوفان» در مدل توسعه تیم بروس تاکمن منطبق است. یک گروه تازه شکلگرفته مرزها را فشار میدهد، شخصیتها برخورد میکنند و منیتها برای فضا به رقابت میپردازند؛ و در حالی که این مرحله پرصدا و ناراحتکننده است، تیمی که آن را رد کند هرگز به مرحله هنجارسازی هماهنگ بعدی نمیرسد. پنج بادبادکها همین موضوع را با کاغذ و نخ میگوید: اصطکاک شکست گروه نیست، بلکه مکانیزمی است که گروه از طریق آن شکل خود را پیدا میکند.
افراد این کارت، پسران روی پشتبام هستند: پرشور، پرصدا و در اصل خوشطینت. آنها مسابقه را بیشتر از پیروزی دوست دارند و نمیتوانند از چالش بدون پاسخ دادن بگذرند. آنها با اشتیاق بحث میکنند، نخ خود را به نخ شما میسایند و سپس شما را به شام دعوت میکنند، زیرا پرخاشگری آنها بازی است و بازی آنها آموزش است. در حالت معکوس، همان روحیه تلخ یا تخلیه میشود. برخی دیگر نمیتوانند بازی را از جنگ تشخیص دهند و باید حتی در بحث درباره آبوهوا برنده شوند. برخی دیگر برای همیشه از پشتبام پایین آمدهاند، از رقابت خستهاند، پیش از آنکه چالش مطرح شود تسلیم میشوند، شکست قدیمی را پرورده و از پرواز دوباره امتناع میورزند. بین این دو انتها، کارت خواستار مهارت میانی است: با تمام انرژی و تکنیک تمیز بجنگید و اجازه دهید باخت به جای حکم، اطلاعات باشد.
پنج بادبادکها در دستههای مختلف تاروت
رایدر-وایت-اسمیت. پنج مرد جوان با تونیکهای روشن، چوبدستهای جوانه زده را روی چمنزاری سبز به هم میکوبند؛ نبردی تقلیدی از جوانان که چوبدستهایشان هرگز زمین را لمس نمیکند. کارت پکن آن رقابت بیریشه و بدون کینه را حفظ کرده و به پشتبام یک هوتونگ منتقل میکند، و پنج چوبدست برخوردی را با پنج نخ بادبادک متقاطع معاوضه مینماید.
تاروت مارسی. پنج چوبدست مارسی کاملاً هندسی است، پنج چوبدست متقاطع در یک الگوی انتزاعی بدون پیکرههای انسانی، که از طریق عددشناسی عدد پنج که مربع چهار را میشکند خوانده میشود. تاروت پکن آن هسته عددشناسانه را حفظ کرده (نیروی پنجم بدون جایی برای ایستادن) و یک صحنه کامل را در اطراف آن بازسازی میکند.
کرولی-توت. کرولی کارت خود را «کشمکش» نامید و آن را با چوبدستهای آیینی پر کرد: کادوسیوس سالک ارشد که با چوبدستهای ققنوس و نیلوفر بر زمینهای زرد تند متقاطع شدهاند و کشمکش را به عنوان آتش پاککننده تشرف جادویی میخواند. پکن در آسمان زرد-طلایی و ایده اصطکاک به عنوان پاکسازی لازم شریک است، اما مبارزان خود را انسان نگه میدارد و مخاطره را به جای روح، یک شیشه پنجره میداند.
بازقاببندیهای مدرن. دستههای اخیر تمایل دارند پنج چوبدست را به رقابت سالم، طوفان فکری و مباحثهای که ایدهها را صیقل میدهد نرمتر کنند. تاروت پکن به آن جنبش تعلق دارد و رقابت را به عنوان شاگردی پرهیاهو و مسابقه بدون کینه بازقاببندی میکند، زیرا در هوتونگ نبرد بادبادکها روشی است که پسران باد را فرامیگیرند.
در ترکیب و زمینه
پنج بادبادکها چیدمان را به سمت مسابقه فعال میکشد، بنابراین همسایگانش اغلب تصمیم میگیرند که آیا آن مسابقه آموزش است یا فرسایش. پیش از شش بادبادکها در امیدوارانهترین حالت خوانده میشود، گرهی که به پیروزی بهدستآمده و حملشده بر روی شانهها در کوچه بازار تبدیل میشود. در کنار چهار بادبادکها، نشاندهنده لحظه دقیق شکستن پایداری و رها شدن نخها از درگاه است، آرامش استوار که جای خود را به آسمان باز میدهد.
کارتهای دربار و نشانگر لحن را تغییر میدهند. در کنار آتش استوارتر دربار چوبدستهای دسته (پادشاه یا ملکه این خال)، کارت توصیه میکند بدون از دست دادن هویت خود، بالاتر از کشمکشهای کوچک قرار گیرید. هنگامی که با کارتهای نرمتر عشق و استراحت کشیده میشود، کشمکش عاشقانه میشود؛ شوخیهای رقیب-به-عاشق دو فرد که در اصطکاک شکوفا میشوند. در کنار کارتهای فرسودگی یا عقبنشینی، مایل به حالت معکوس است، بادبادکبازی که از تمرین مبارزه خسته شده و آماده پیچیدن نخ است.
وقتی پنج بادبادکها مدام در خوانشهای شما تکرار میشود، با آن به عنوان یک دعوت همیشگی برای ورود به گره رفتار کنید تا اینکه از لبه حیاط تماشا کنید. بادبادک خود را در هوای مورد مناقشه رها کنید، با شوخطبعی از نخ خود دفاع نمایید و دقیقاً یادداشت کنید کدام وزش باد باعث شد آنچه چرخید فرود آید. آن مشاهده، نه بادبادک افتاده یک رقیب، جایزهای است که کارت آموزش میدهد تا به خانه ببرید.
پرسشهایی برای تأمل
- کدام مسابقه را به جای ورود، از لبه حیاط تماشا میکنید و آن تردید چه مهارتهایی را به آرامی از شما سلب میکند؟
- وقتی نخ یک رقیب با نخ شما متقاطع میشود، آیا تکنیک او را مطالعه میکنید یا فقط از این تلاقی خشمگین میشوید؟
- آیا رقابت در زندگی شما هنوز چیزی به شما میآموزد، یا به همان گرهی تبدیل شده که هیچ ارتفاعی در آن به دست نیامده است؟
تفسیر عام کارتها بر اساس دسته رایدر–ویت–اسمیت آماده شده که مرجع اصلی آکادمی تاروت است. برای دیدن نگاه ویژه هر دسته، میتوانید آن را جداگانه باز کنید.
پرسشهای متداول
کاوش در تاروت
آخرین نوشتهها
حکمت باستانی کارتهای تاروت را کشف کنید و اسرار سفر معنوی خود را باز کنید. وبلاگ ما دروازه شما به درک نمادگرایی غنی، معانی و کاربردهای عملی خواندن تاروت است.