مادربزرگ محله
زنی روی صندلی تاشو در باغچه محله، که بشقابی پر را به سوی هر کس از در وارد میشود دراز کرده است.
کارت در یک نگاه
- عددشناسی
- III
- عنصر
- زمین
- طالعبینی
- ناهید · ثور
- مسیر کابالایی
- دالت (حکمت → بیناه)
- زمانبندی
- اواخر تابستان · یک فصل رشد
- بله / خیر
- مستقیم بله، اگر مایل به رسیدگی و پرورش باشید
مستقیم
معکوس
مادربزرگ محله در هر دسته
دستههای مختلف، همان کهنالگوها را بازتفسیر میکنند. تصویرگریها را مقایسه کنید و برای خواندن تفسیر کامل، دسته مورد نظر را باز کنید.
تصویرسازی و نمادشناسی
در تاروت شهر نیویورک، امپراتور به مادربزرگ محله تبدیل میشود و چشمانداز سرسبز کارت کلاسیک به باغچهای محلی تغییر شکل میدهد که از دل زمین خالی و رهاشده بیرون کشیده شده است. این کارت با زبان پاپآرت این دسته کارت، متشکل از بلوکهای رنگی پررنگ و سطوح نقطهای (هفتون) ساخته شده و هر عنصر از آرکانای سنتی را به چیزی ترجمه میکند که واقعاً در محلههای پنجگانه نیویورک وجود دارد.
او در مرکز بر یک صندلی تاشو نشسته است. در حالی که امپراتور رایدر-ویت-اسمیت بر تپهای از بالشهای مخملین سرخ تکیه زده، مادربزرگ محله روی همان صندلی فلزی کهنهای مینشیند که در تمام ورودیهای منازل، جشنهای محلی و بازیهای دومینو در سراسر شهر یافت میشود. این تخت پادشاهی قابلیت جابهجایی دارد و در هر کجا که نیاز باشد قرار میگیرد، امری که حاکمیت او را قابلحمل و شایسته میسازد. حالت نشستن او آرام و گشوده است و همان پیامی را منتقل میکند که بالشها داشتند: او آسودهخاطر است زیرا به همهچیز در اطرافش رسیدگی شده و هیچچیز در اینجا او را تهدید نمیکند.
تاج ۱۲ ستاره به تاجی از گلهای تازه و شکوفههای گوجهفرنگی تبدیل شده که در موهایش بافته شدهاند. چرخه طبیعت همچنان بر سر گذاشته میشود، اما بهجای طلاکاری، رشد کرده و زنده است. عینک آفتابی او نماد کامل نیویورک است: او همهکس را میبیند در حالی که هیچکس نمیتواند نیت او را کاملاً بخواند، و این آرامش با هوش خیابانی همراه است. یک گوشواره حلقهای بزرگ جایگزین عصای سلطنتی شده است؛ زینتی که اقتداری آرام را به همراه دارد.
سپر قلبیشکل با نماد ناهید دیگر وجود ندارد. در عوض، او بشقابی پر از غذا را به سمت بیننده دراز کرده است. این دگرگونی اصلی کارت در این دسته کارت است. عشق به صورت غذا دادن ابراز میشود، همیشه بشقابی برای شما وجود دارد، و در این شهر، حمایت و امنیت طعم شام را میدهد.
مزرعه گندم رسیده به گوجهفرنگیهای گیلاسی تبدیل شده که از حصار توری بالا رفتهاند و آفتابگردانهای بلندقامت در کنارشان قرار دارند. باروری در اینجا سرکش و سرسخت است؛ فراوانیای که از زمینی رهاشده توسط شهر بیرون کشیده شده، و رشدی که دقیقاً از همان حصاری بالا میرود که برای دور نگه داشتن مردم ساخته شده بود. آن حصار توریِ پر از گیاه، معجزه خاموش کارت است: مرزی که به داربست تبدیل شده است.
پشت سر او، خط افق شهر بالا میرود؛ برج امپایر استیت در یک سو و سایه مجسمه آزادی در سوی دیگر قرار دارد و خورشید پرتوهای پاپآرت را میان آنها میتاباند. آبشار کارت رایدر-ویت-اسمیت در بندرگاه مجسمه آزادی تداعی میشود؛ جریان ورود تازهواردان و موج زندگی مهاجرانی که باغچه را تغذیه میکند. درخشش خورشید به عنوان هاله نور او عمل میکند و او آن را با تمام محله به اشتراک میگذارد.
در پای او، رد دستهای کودکان با رنگهای روشن بر روی پیادهرو نقش بسته است. این رد دستها جایگزین انارهای پراکنده بر جامه امپراتور شدهاند. هر یک از آنها یادگار کودکی است که این باغچه او را بزرگ کرده، و آفرینش بهجای گلدوزی روی پارچه، بر سیمان ماندگار شده است. دیوارهای آپارتمانهای اجارهای صحنه را در بر گرفته و آن را در آغوش شهر نگه میدارند. این بهشت عدن در نیویورک قرار دارد، دقیقاً به عرض یک قطعه زمین، و با عشق و یک صندلی تاشو پاسداری میشود.
معنی اصلی
مادربزرگ محله یک ادعای اصلی دارد: فراوانی از رسیدگی و مراقبت حاصل میشود، نه از خریدن. در شهری که حول محور خریدار، متراژ و حقوق سازمانیافته است، او بر قطعه زمینی میایستد که هیچ هزینهای نداشته اما همهچیز تولید میکند، و میپرسد کدامیک از این دو اقتصاد واقعی است. هیچچیز در آن زمین با پول به وجود نیامده، بلکه با رسیدگی پرورش یافته است.
عشق او پرورشیافتنی است. در آموزههای او، عشق یعنی آبیاری، وجین کردن، آشپزی و حضور داشتن. گوجهفرنگیهایی که از حصار توری بالا میروند نشان میدهند که کمبود غالباً نتیجه بیتوجهی است، و زمینی که شهر آن را نادیده گرفته به اندازه زمینی که متراژش قیمتگذاری شده بارور است. ادعای دوم او درباره خانواده است: خویشاوندی هم با خون شکل میگیرد و هم با بشقاب غذا. او با غذا دادن به هر کس که وارد میشود، مرز میان خویشاوند و همسایه را از میان میبرد. رد دستها روی سیمان به کودکانی با دهها نام خانوادگی گوناگون تعلق دارد و او همه آنها را فرزند خود میداند.
در درون این دسته کارت، او سومین آموزه است. دستفروش در شماره I به تازهوارد نشان میدهد که همهچیز قابل جابهجایی است. کتابدار در شماره II به او نشان میدهد که همهچیز در جایی ثبت شده است. مادربزرگ محله ثابت میکند که هیچچیز رشد نمیکند مگر آنکه کسی آن را تغذیه کند. او همچنین نخستین فردی در شهر است که بدون آنکه بپرسد او چه کاری میتواند برایش انجام دهد، به او غذا میدهد، و این همان چیزی است که او را از تمام معاملههایی که تازهوارد تا کنون تجربه کرده جدا میسازد.
معنی مستقیم
در حالت مستقیم، چیزی در حال رشد است. این میتواند یک رابطه، بارداری، یک پروژه، یا بخشی از وجود خودتان باشد که سرانجام تغذیه میشود. موقعیت بارور است و نقشهها بر خاکی خوب نشستهاند، حتی اگر آن خاک شبیه زمینی ترکخورده میان آپارتمانها به نظر برسد. در این شهر، فراوانی بهندرت از پنتهاوس اعطا میشود، بلکه توسط کسی که مدام آبیاری میکند، از میان بتن بیرون کشیده میشود. این کارت میتواند به بارداری واقعی، خانهای جدید، رویدادی خانوادگی یا پیوستن خانواده انتخابی اشاره داشته باشد، و در معنای گستردهتر یعنی آنچه اکنون مراقبت میکنید، بعداً شما را تغذیه خواهد کرد.
توصیه او رسیدگی است نه اجبار. مادربزرگ محله هرگز سر گوجهفرنگی فریاد نمیزند تا رشد کند، بلکه هر روز با آب حاضر میشود. به پروژه، رابطه یا بدن خود پیوسته و بدون هیاهو رسیدگی کنید. بشقاب غذا را هنگام تعارف بپذیرید، زیرا دریافت مراقبت بخشی از درس است. فضای خود را مهماننواز کنید، مردم را دعوت نمایید و برای کسی آشپزی کنید. با گرمی رفتار کنید و اجازه دهید اقتدار شما بهجای صدای بلند، با نگاهی مهربان و بشقابی پر به بحثها پایان دهد.
در عشق. یکی از گرمترین کارتهایی که شهر ارائه میدهد. این رابطهای است که در آن فردی یاد میگیرد قهوه خود را چگونه میخورید، و ابراز علاقه از طریق رسیدگی، به یاد داشتن و حضور داشتن نشان داده میشود. حس سرزندگی و صمیمیت در اینجا عمیق و شتابنشده جاری است. این کارت اغلب به رابطهای اشاره دارد که به خانواده تبدیل میشود: همخونه شدن، تبادل کلید، بارداری، یا شریکی که چنان در جمع شما حل میشود که هیچکس یادش نمیآید زمانی حضور نداشته است. اگر در جستجوی رابطه هستید، فردی را انتخاب کنید که اهل مراقبت است، و رفتار او را با پیشخدمتها، گیاهان و مادربزرگش زیر نظر بگیرید.
در شغل. فصلی بارور در زندگی حرفهای. پروژهها در حال به بار نشستن هستند، قدردانی فرا میرسد و گوشهای از محیط کار سرانجام حسی انسانی به خود میگیرد. او اغلب نشاندهنده حامی تیم است: مدیری که افراد را پرورش میدهد بهجای آنکه آنها را مستهلک کند، همکاری که شیفتها را پوشش میدهد، یا استادی که کارآموزانش به شکوفایی میرسند. در این شهر، کسی که تیم را تغذیه میکند ممکن است آخرین نفر غذا بخورد، اما نخستین کسی است که حمایت میشود. مشاغل مرتبط با این کارت شامل کارهایی است که رشد میدهند، تغذیه میکنند، پناه میبخشند و مردم را کنار هم نگه میدارند: فعال محلی و رهبر انجمن مستاجران، سرآشپز، نانوا و صاحب فروشگاه محلی، کشاورز شهری و گلفروش، ماما، همراه زایمان و مشاور شیردهی، پزشک کودکان و پرستار مدرسه، مدیر مهدکودک و معلم پیشدبستانی، مددکار اجتماعی، هماهنگکننده سرپرستی و مدیر پناهگاه، درمانگر، سفالگر و طراح داخلی، صاحب کسبوکار کوچکی که مغازهاش اتاق نشیمن محله است، هماهنگکننده کمکهای متقابل، و دیوارهای نگارگری که بهجای گالری، فضاهای عمومی را تزئین میکند.
در امور مالی. کارت برداشت محصول. درآمد افزایش مییابد زیرا آنچه مدتها پیش کاشته شده سرانجام به بار نشسته است، خواه به ثمر نشستن کسبوکار جانبی باشد، سود سرمایهگذاری یا ملکی که بهجای سوداگری، پناهگاه است. او پولی را ترجیح میدهد که با خانه و تغذیه پیوند خورده است، و میتواند به کمکی اشاره کند که از طریق جامعه فرا میرسد: قامی که در واقع یک هدیه است، یا شبکهای که برای شما آپارتمانی پیدا میکند. اکنون سخاوتمند باشید، زیرا در سایه این کارت، سخاوت بازمیگردد. برای مادربزرگ محله، پول مانند خاک است و وجود دارد تا چیزها را رشد دهد.
در سلامتی. کارت بدنی که بهخوبی از آن مراقبت شده است. او کل موضوع را بازتعریف میکند: بدن شما پروژهای برای بهینهسازی نیست، بلکه باغچهای برای تغذیه است. سلامتی بهجای تنبیه، از طریق تغذیه، وعدههای غذایی واقعی، خواب، نور خورشید و آب بهبود مییابد. او زیبایی حاصل از استراحت و محبوب بودن را ترجیح میدهد و اغلب به بهبود و بازگشت نیرو پس از بیماری اشاره دارد. برنامه او آبیاری روزانه است، نه تغییرات ناگهانی و شدید.
معنی معکوس
در حالت معکوس، مادربزرگ محله مراقبی است که دیگر رمقی برایش نمانده است. او همچنان لبخند میزند و آشپزی میکند، اما در دل به هر بشقابی که میدهد حس خشم و ناراحتی دارد. موقعیت ممکن است شامل بخشش بیش از حد و دریافت نکردن هیچچیز، یا چنگ زدن شدید به چیزی باشد بهطوری که نتواند رشد کند. باغچه یا بر اثر بیتوجهی و خشکسالی خلاقیت رها شده، یا با مدیریت جزئینگرانه بیش از حد هرس شده است. رشد متوقف میشود: پروژهای که ریشه نمیزند، برنامه خانوادگی تحت فشار، یا جمعی که به اجبار بدل شده است. گاهی این حالت صرفاً بدان معناست که به همه اهل محله غذا دادهاید اما فراموش کردهاید خودتان نیز گرسنه میشوید.
راه اصلاح این است که نخست بشقاب خودتان را روی میز بگذارید. آنچه را میبخشید در برابر آنچه دریافت میکنید بررسی کنید و بهجای مظلومنمایی، آن را علنی به بحث بگذارید. اگر فرزند بزرگشده، پروژه یا شریک زندگیتان را بسیار محکم نگه داشتهاید، دستتان را بازتر کنید و بگذارید اگر لازم است کج رشد کند، زیرا چیزهایی که تحت کنترل مطلق رشد میکنند کجومعوج و ضعیف میمانند. اگر باغچه را علفهای هرز گرفتهاند، از یک قطعه کوچک شروع کنید: یک وعده غذایی که برای خودتان میپزید، یک تماس تلفنی، یک ساعت رسیدگی. اگر خستگی عمیق است، بگذارید فرد دیگری آبپاش را به دست بگیرد. درخواست کمک، روش بقای این نوع اقتدار است.
در عشق. مراقبت خارج از تعادل. یکی از طرفین به والد تبدیل شده که همه چیز را مدیریت و اصلاح میکند، و اشتیاق در سایه مراقبت خفه میشود، زیرا دشوار است خواهان کسی باشید که مجبورید او را بزرگ کنید. یا مراقبت به کنترل تبدیل شده است: حسادتی در پوشش نگرانی، سخاوتی با دفتر و دستک، و کمکی که نقش زنجیر را ایفا میکند. این حالت میتواند نشاندهنده عاشق فرسودهای باشد که به دلیل آمادگی همیشگی بدن، توان احساس صمیمیت را ندارد، یا مشکلات باروری، یا خانهای که کارهای روزمره آن کاملاً پیش میرود در حالی که عشق و صمیمیت در آن گرسنه مانده است.
در شغل. مراقب دفتر کار که به انتهای توان خود رسیده است. ممکن است زحمات عاطفی، راهنمایی نیروهای تازه و جبران کمبودها را به صورت نادیده و بدون دستمزد انجام دهید و در دل ناراحتی جمع کنید. این پویایی میتواند برعکس هم باشد: مدیری خفهکننده که نمیتواند کارها را تفویض کند، یا فرهنگ حمایتی که به عنوان ابزار نظارت عمل میکند. به هیچکس اجازه اشتباه داده نمیشود، بنابراین هیچکس یاد نمیگیرد. در کسبوکار، عبارت «ما اینجا یک خانواده هستیم» به ابزاری برای اضافه کاری بدون پرداخت تبدیل میشود. مراقبت را حفظ کنید اما برای کار صورتحساب بفرستید. کار نادیدهگرفتهشده را مرئی کنید و دستمزدی متناسب با آن بخواهید.
در امور مالی. محصول به نادرستی مدیریت یا بلعیده میشود. الگوهای رایج شامل بخشش بیش از توان، حمایت از افراد وابسته تا زمانی که امنیت خودتان از بین برود، یا خرجهای تسکیندهندهای است که آرامش موقت میآورد اما دارایی را خالی میکند. پول از طریق هزینههای خانه، تعمیرات یا اجارهای که از درآمد پیشی میگیرد به هدر میرود، و پول خانوادگی با گناه گره میخورد تا جایی که هدایا به زنجیر تبدیل میشوند. راهکار، ارزیابی یک باغبان است: چه چیزی در این بودجه بذر است، چه چیزی محصول، و چه چیزی توسط آفات خورده میشود؟ به آنچه رشد میکند رسیدگی کنید و آبیاری آنچه رشد نمیکند را متوقف سازید.
در سلامتی. بدنی که صورتحساب مراقبت از دیگران را صادر میکند. این الگوی تغذیه همه بهجز خودتان است: وعدههای غذایی حذفشده، خواب فداشده، چکاپهای سالها به تعویق افتاده، و بدنی که بهجای خانواده مانند مستخدم با آن رفتار شده است. فرسودگی به صورت خستگی، پرخوری عصبی، یا شکنندگیای بروز میکند که هیچ محصولی نمیتواند آن را درمان کند زیرا ریشه آن بیتوجهی است. راحتی و آسایش نیز میتواند به افراط، یا به برنامهای سختگیرانه تبدیل شود که در واقع کنترل است. مسائل هورمونی و باروری گاهی در اینجا رخ مینمایند و شایسته توجه پزشکی واقعی هستند نه فقط تحمل کردن.
یادداشتهای تاریخی
چهرهای که این کارت نامش را تغییر داده است، به عنوان مطالعهای در قدرت سیاسی آغاز شد. در دسته کارت ویسکونتی-اسفورزا متعلق به قرن پانزدهم، که برای اشراف میلانی سفارش داده شد زمانی که تاروت هنوز یک بازی بود، امپراتور بر تختی سخت در میان برگهای رسیده و میوههای چیدهشده نشسته و سپری مزین به عقاب امپراتوری مقدس روم در دست دارد. مراقبت مادرانه او مستقیماً به سلطه امپراتوری پیوند خورده بود.
تاروت استاندارد مارسی او را تاجدار و نشسته نگه داشت اما ابزارهایش را تغییر داد. او عصای سلطنتی و یک سپر به دست آورد و عقاب امپراتوری غالباً با نماد ناهید جایگزین یا تکمیل شد. همان یک جایگزینی، مرکز ثقل او را از جهانداری به سوی باروری، مادری و مادرِ زمین که بشریت را تغذیه میکند تغییر داد.
کارت مدرن در سال ۱۹۰۹ فرا رسید. آرتور ادوارد ویت و پاملا کولمن اسمیت او را از تالار تخت بیرون آوردند و در چشماندازی پرگل قرار دادند. در کتاب «کلید مصور تاروت» محصول ۱۹۱۰، ویت این مکان را باغ عدن زمینی نامید و او را پناهگاه گناهکاران و مادر بارور هزاران نفر خواند که نماینده باروری جهانی است.
تاروت شهر نیویورک آن مسیر را بهجای بازگشت، ادامه میدهد. هر نسخه به پرسشی محلی پاسخ میداد که قدرت آفریننده زنانه در کجا میتواند به صورت مشهود زندگی کند: در دربار امپراتوری، در الهه طبیعت ناهیدی، یا در طبیعت عدنگونه. ویت او را از کاخ بیرون آورد و در باغچه گذاشت. این دسته کارت او را از طبیعت بیرون میآورد و در قطعه زمینی میان آپارتمانها قرار میدهد، که تنها زمین باز باقیماندهای است که شهر میتوانست به او ببخشد. سپر او به بشقاب تبدیل میشود زیرا در نیویورک، اثبات فراوانی نشان نشانواره نیست، بلکه این است که آیا کسی غذا میخورد یا خیر.
تطبیقها و همپیوستگیها
عدد. سه، نخستین عددی که آفرینش ایجاد میکند. عدد یک جرقه اراده دستفروش است، عدد دو آگاهی خاموش کتابدار است، و عدد سه زمانی رخ میدهد که جرقه با آگاهی ملاقات میکند و چیزی نو متولد میشود. روی این کارت، عدد سه همهجا ظاهر میشود: یک باغچه شامل کاشت، رسیدگی و برداشت است؛ یک وعده غذایی شامل پخت، سرو و با هم خوردن است؛ محله بر پایه ساختمان، ورودی و خیابان میچرخد. سه عدد مثلث است، پایدارترین شکل، و مادربزرگ محله نقطه پایداری است که محله حول آن شکل میگیرد. همچنین عدد ارتباطات و معاشرت است، به همین دلیل باغچه او به همان اندازه که یک مزرعه است، به عنوان محلی برای گفتگو عمل میکند: معاملهها در آنجا نهایی میشوند، غمها بیان میگردند و غیبتها به خرد تبدیل میشوند. در جایی که عدد دو چیزها را در حالت بالقوه نگه میدارد، عدد سه آنها را به شکلی ملموس و قابل خوردن پیش میبرد.
اخترشناسی. ناهید، سیاره عشق، زیبایی، لذت و باروری، اما ناهیدی که در نیویورک زندگی میکند. او در ویلایی مرمرین تکیه نزده است؛ بلکه بر قطعه زمینی ریاست میکند که آفتابگردانهایش از حصار توری بالا میزنند. مردم همانطور دور او جمع میشوند که اهل محله بدون دعوت قبلی دور کباب تابستانی جمع میشوند. زیباییشناسی او نیز ناهیدی است، زیبایی دستپروردهای که وجود دارد زیرا کسی تصمیم گرفته محله شایسته آن است. ناهید بر هنرها حاکم است، بنابراین شکل هنری او خود محیط است. ناهید همچنین بر ارزشها و منابع در ملایمترین شکل آنها حاکمیت دارد. این سرمایه اهرمیِ سازنده نیست، بلکه ثروت چیزهای رسیده و غذای مشترک است، که در آن رفاه با این سنجیده میشود که چه کسی سر سفره شما غذا میخورد. از آنجا که ناهید هم بر ثور و هم بر میزان حاکم است، خوانندگان باید انتخاب کنند، و اکثر آنها امپراتور را در ثورِ خاکی قرار میدهند که اشتهای جسمانیاش بهتر از تمایلات اجتماعیِ سردترِ میزان با او هماهنگ است.
عنصر. زمین. خاک واقعی در این دسته کارت، که به زمینی رهاشده در شهر آورده شده است.
کابالا. حرف عبری او دالت است؛ در، دروازهای که زندگی از طریق آن وارد جهان مادی میشود. در درخت زندگی، او مسیری را دارد که حکمت را به بیناه (فهم) پیوند میدهد و به نیروی خام آفرینش، شکل و ساختار میبخشد. درِ گشوده در حصار توری او، همان حرف است که در ابزارهای شهری ساخته شده است.
وقار عنصری. در کنار ژتونها، فراوانی مادی او افزوده میشود؛ در کنار جامها، خوانش کارت به سوی خانواده و مراقبت عاطفی گرم میشود.
چشمانداز روانشناختی
از نظر روانشناختی، مادربزرگ محله توصیفکننده کهنالگوی «مراقب-آفریننده» است؛ فردی که ساختار ایگوی او حول محور پرورش چیزها و غذا دادن به مردم شکل گرفته است. او به صورت غریزی درک میکند که یک کودک، یک گیاه یا یک کسبوکار نوپا برای رشد به چه چیزی نیاز دارد و انگیزهای درونی برای تامین آن احساس میکند. این فرد اغلب زنی با حس قوی مادرانه است، اگرچه میتواند به همان اندازه یک مرد، یک مادربزرگ یا پدربزرگ، یا همسایهای باشد که عمیقترین رضایتش تماشای مستقل شدن چیزی است که پرورش داده است. چنین افرادی بهجای مهلتها و زمانبندیها، در قالب فصلها فکر میکنند و هویتشان در تمام چیزهایی که از آنها مراقبت میکنند پراکنده است. از آنها بپرسید حالشان چطور است، تا به شما بگویند حال باغچه، بچهها و محله چطور است.
نقاط قوت آنها گرمی، صبوری و ثبات عاطفی است. آنها میتوانند هر فضایی را ظرف چند دقیقه به خانه تبدیل کنند و مهماننوازی برایشان یک بازتاب غریزی است نه یک تصمیم. خلاقیت آنها در چیزهای ملموس بروز میکند: غذا، باغچهها، و دورهمیها. اقتدار آنها آرام است و از مورد اعتماد بودن ناشی میشود نه ترسناک بودن، که آنها را به فردی تبدیل میکند که دیگران پیش او اعتراف میکنند و در کنارش آرام میگیرند.
جنبه تاریک (سایه) مراقبتی است که نمیتواند متوقف شود یا رها سازد. آنها آنقدر میبخشند تا خالی شوند و سپس از کسانی که به آنها غذا دادهاند خشمگین میگردند، یا از مراقبت به عنوان اهرم فشار استفاده میکنند و احساس گناه را به سلاح بدل میسازند. گاهی آنچه را نیازمند تلاش است خفه میکنند، و کودکان و پروژهها را وابسته نگه میدارند زیرا نیازمند بودن، تمام هویت آنهاست. سایه بیتوجهی نیز وجود دارد: مراقب فرسودهای که امور مالی و رویاهای خود را رها میکند زیرا گرسنگی دیگران در اولویت بوده است. وظیفه رشد این است که یاد بگیرد خودش نیز یکی از موجودات زنده این باغچه است و اجازه دارد مورد رسیدگی قرار گیرد.
مادربزرگ محله در میان دسته کارتهای گوناگون
تاروت مارسی. امپراتور تاجدار و بر تخت نشسته با عصای سلطنتی و سپر باقی میماند، و عقاب امپراتوری جای خود را به نماد ناهید میدهد که نشاندهنده چرخش او به سوی باروری است.
رایدر-ویت-اسمیت. چهره ۱۹۰۹ بر بالشها در چشماندازی باز تکیه زده است، با تاجی از ۱۲ ستاره برگرفته از مکاشفه یوحنا ۱۲:۱، جامهاش مزین به انار، سپری قلبیشکل با نماد ناهید در چمن کنارش، گندم رسیده در پای او و آبشاری در پشت سر.
کرولی-تاث. لیدی فریدا هریس او را پرانحنا و سیال در برابر شعلههای آبیرنگ پیچیده نقاشی کرد؛ متولدشده از آب و حامل نیلوفر آبی ایزیس. کرولی او را به عنوان احساس و تمایل خالص تعبیر کرد که غیرانتزاعی است اما نماینده انگیزه خام زندگی، مادری و مهربانی است.
دسته کارتهای مدرن. تاروت «وایلد آننون» اثر کیم کرانس چهره انسانی را رها کرده و درختی باشکوه را در برابر آسمان شب با ماه هلالِ رو به افول به تصویر میکشد، و امپراتور را به عنوان نیروی حیاتی خودِ زمین در نظر میگیرد. تاروت «جادوگر مدرن» اثر لیزا استرل نمادهای اصلی را حفظ کرده و بدنی پرانحنا و متنوع را در تبار الهه باروری باستان، تا ونوس ویلندورف، گرامی میدارد.
تاروت شهر نیویورک. مادربزرگ محله در اصرار بر حضور جسمانی بدون شرم، نزدیکترین حالت را به استرل دارد و در استدلال برای اینکه امپراتور بهجای یک فرد، نیروی حیاتیِ خودِ زمین است، به کرانس نزدیکتر است. آنچه این دسته کارت اضافه میکند، قطعه زمینی مشخص است. کرانس انسان را حذف میکند تا به طبیعت برسد؛ نیویورک انسان را نگه میدارد و طبیعت را به جایی منتقل میسازد که انسانها از قبل در آنجا هستند، زیر آسفالت، در حال انتظار. درخت تاروت وایلد آننون در تاریکیِ مطلق رشد میکند. این گوجهفرنگیها از حصار توری با برج امپایر استیت در پشت سرشان بالا میروند، و این تفاوت کل اصل موضوع است. مزرعه گندم به زمینی رهاشده در شهر تبدیل میشود، سپر ناهید به بشقاب غذا، و انارهای باروری به رد دستهایی بر سیمان خیس توسط کودکانی با دهها نام خانوادگی گوناگون.
در ترکیب و زمینه
مادربزرگ محله در برابر سایر چهرههای اقتدار در این دسته کارت خوانده میشود. تضاد اصلی او با «سازنده» است، که نظم را از برجی شیشهای تحمیل میکند در حالی که او نظم را از خاک به بالا رشد میدهد. اقتدار او تنها اقتداری در این دسته کارت است که هیچکس از آن ناراضی نیست، و دلیلش این است که او پیش از آنکه چیزی از مردم بخواهد، به آنها غذا داده است.
در برابر کتابدار در شماره II، او مادری در کنار عارف است؛ آفرینش مادی و مراقبت بیرونی در برابر باروری معنوی و تمرکز درونی. خوانندگان نسخه کلاسیک را به روشنی بیان میکنند: کاهنه بزرگ باردار است و امپراتور در حال زایمان. در برابر دستفروش در شماره I، او پاسخی به پرسش اوست. او ثابت میکند که شهر را میتوان به تحرک واداشت؛ مادربزرگ محله ثابت میکند که شهر را میتوان تغذیه کرد، و خوانشِ هر دو کارت با هم میپرسد آیا در حال استخراج از یک مکان هستید یا پرورش آن.
او همچنین به ملکه ژتونها شباهت پیدا میکند، و این تمایز اهمیت دارد. مادربزرگ محله یک موضوع اصلی زندگی در آرکانای بزرگ است، روح کیهانیِ آفرینش و عشق مادرانه. ملکه، مادر شاغلی در شرایط مشخص است که غذا میپزد و پول را مدیریت میکند. یکی ایده را متولد میسازد و دیگری آن را اجرا میکند، و برخی خوانندگان امپراتور را ترکیب هر چهار ملکه میدانند که عمق عاطفی جامها، شور و شوق جرثقیلها، دانش متروها و کاربردپذیری ژتونها را در فرکانسی بالاتر حفظ میکند.
در پرسشهای بارداری، کارتهای مجاور به خوانش کارت رنگ میبخشند. در کنار تک جام، دلاور جامها، یا چهار جرثقیل، او به سوی باروری و خانواده متمایل میشود. همان کارتها در حالت معکوس بهجای آن به موانع، پویاییهای متلاطم خانوادگی، یا غم و اندوه ناشی از شرایطی که هنوز اجازه نمیدهند اشاره دارند.
موقعیت قرارگیری اهمیت دارد. به عنوان توصیه، به شما میگوید به چیزی مشخص رسیدگی کنید و بشقاب غذا را بپذیرید. به عنوان مانع، مراقبتی است که تنها در یک جهت جریان دارد، یا زمینی که بدون آبیاری آن را بیبار و بر نامیدهاید. به عنوان نتیجه، وعده برداشتی را بر اساس زمانبندی خودش میدهد نه زمانبندی شما.
پرسشهایی برای تأمل
- چه چیزی را در زندگیام بیبار و بر نامیدهام که در واقع صرفاً بدون رسیدگی مانده است؟
- چه کسی به مراقب در جمع ما رسیدگی میکند، و آخرین بار چه زمانی کسی این را درباره من پرسید؟
- اگر امروز کسی بشقابی پر به من تعارف کند، آیا آن را بدون تظاهر به تعارف و اکراه میپذیرم؟
تفسیر عام کارتها بر اساس دسته رایدر–ویت–اسمیت آماده شده که مرجع اصلی آکادمی تاروت است. برای دیدن نگاه ویژه هر دسته، میتوانید آن را جداگانه باز کنید.
پرسشهای متداول
کاوش در تاروت
آخرین نوشتهها
حکمت باستانی کارتهای تاروت را کشف کنید و اسرار سفر معنوی خود را باز کنید. وبلاگ ما دروازه شما به درک نمادگرایی غنی، معانی و کاربردهای عملی خواندن تاروت است.