زهره
درخشانترین جرم آسمان پس از دو نیر اعظم، و سیارهای که طالعبینی باارزشترین موهبتها را به او میسپارد: عشق، زیبایی، لذت، دارایی، هنر و صلح. بابل او را به نام ایشتار بیست و یک سال رصد کرد و کهنترین سند سیارهای تاریخ را پدید آورد؛ یونان او را آفرودیت نامید؛ و زایچه تولد او را سعد اصغر میخواند و در هر خوانش، دیرینهترین پرسشهای آدمی را با او در میان میگذارد: چه چیزی را دوست داری و بهای آن در زندگیات چقدر است؟
- ثور · میزان
- بروج حاکمیت
- حوت
- موضع شرف
- ۸ سال
- چرخه گل پنجپر
دوازده جلوه زهره
یک کوکب سعد، بررسیشده از تمامی ابعاد: ایزدان کهن، کرامات ذاتی، دو چهره بامدادی و شامگاهی، هندسه مداری و معانی او در زایچه.
ستاره ایشتار
برای بابلیان، این سیاره همان ایشتار بود؛ ایزدبانوی همزمان عشق و جنگ، که نشانههایش نویدبخش باران، فراوانی محصول، شور دلدادگی و سرنوشت پادشاهان به شمار میرفت. بیست و یک سال ثبت طلوعهای او در روزگار پادشاهی امیصدوقه، کهنترین سند جامع رصد سیارهای بر روی زمین یعنی لوح زهره را پدید آورد که در بخش بابلی این مجموعه تشریح شده است.
ستاره بامدادی، ستاره شامگاهی
زهره در دو سوی خورشید آشکار میشود؛ ماهها پیش از سپیدهدم میدرخشد و سپس جابهجا میگردد تا پس از غروب آفتاب نورافشانی کند. بابل از دورانی کهن دریافت که این دو ستاره پیکری یگانهاند. طالعبینی هلنیستی این تمایز را معنا کرد: زهره بامدادی پرشور و پیشگام عشق میورزد، در حالی که زهره شامگاهی با متانت، وقار و پس از تأمل دل میبازد.
سعد اصغر
در سنت کهن، زهره سعد اصغر و همتای لطیفتر مشتری است. در جایی که مشتری افزایش و بالندگی میبخشد، زهره لطافت، آرامش، مهر، الفت و شیرینی روزگار را هدیه میدهد. در آموزه فرقه (سکت)، زهره در کنار ماه و مریخ در حزب شب جای میگیرد و مظهر مهربانی در نیمه تاریک شبانهروز است.
حاکم ثور و میزان
زهره دو خانه در اختیار دارد: ثور خاکی که مظهر باغها، حواس جسمانی، خوراک و لمس است، و میزان هوایی که مظهر تناسب، ادب، مشارکت و هنر است. لذت جسم و هماهنگی جان در کنار یکدیگر، سراسر پهنه خواستنیهای زندگی را ترسیم میکنند.
شرف در حوت
زهره بر پایه نظام بابلی جایگاههای سرّی، در درجه بیست و هفتم برج حوت به شرف میرسد: عشقی که در آبهای بیکران به کمال رسیده و مهری که همه چیز را میبخشاید. در نقطه مقابل، او در حمل و عقرب دچار وبال و در سنبله دچار هبوط میشود؛ جایی که اشتیاق دل در کشاکش ستیز، شدت عاطفی یا نگاه نقادانه فرسوده میگردد.
گل پنجپر هشتساله
زهره در هر هشت سال پنج بار با خورشید پیوند مییابد و این نقاط اتصال، گلی پنجپر و شگفتانگیز را بر گرد دایرهالبروج نقش میزنند؛ همان پنجضلعی ستارهای که در لوح بابلی نیز مستتر است. زیباترین هندسه آسمان به شایستگی به سیاره زیبایی تعلق دارد و چرخه آن تقریباً روزبهروز تکرار میشود.
درخشانترین ستاره سیار
پس از خورشید و ماه، هیچ جرمی درخشانتر از زهره نیست؛ نوری چنان تابناک که میتواند سایه بیندازد و در روشنایی روز دیده شود، و نخستین ستارهای است که آرزوهای شامگاهی بدان بسته میشود. این درخشش زهره را در تمامی فرهنگها به نشان عشق بدل ساخت و روزنامههای رصدی بابل طلوعهایش را همچون اخبار رونق بازار ثبت میکردند.
مس، آدینه و گل سرخ
فلز او مس است؛ فلز آیینههای جزیره افسانهای قبرس. روز او جمعه (آدینه) است؛ روز فریا در زبانهای ژرمنی و روز ونوس در زبانهای لاتینتبار. گوهرهای او زمرد و کوارتز صورتی، گلهایش گل سرخ و مورد، و عطایای او موسیقی، حلاوت، عطر و صلح هستند. هر آنچه مایه بهجت است، در سنت کهن به زهره منسوب شد.
گلو، کلیهها و پوست
زهره از طریق بروج حاکمیت خود بر گلو و کلیهها، و بر پایه طبع ذاتیاش بر پوست فرمان میراند؛ اندامهای صدا، توازن و حس لمس. طب قدیم بیماریهای این بخشها را تحت حاکمیت او میسنجید و درمانهای منسوب به او همگی دلپذیر بودند: گیاهان معطر، حمامهای آرامشبخش، موسیقی و داروشناسی آسایش.
شوکرا، زهره در نجوم ودایی
جیوتیش زهره را با نام شوکرا میشناسد؛ آموزگار آسوراها، صاحب راز زنده کردن مردگان، دلالتکننده بر عشق، زناشویی، تجمل، هنر و وسایل نقلیه، که بر وریشابها و تولا حکومت دارد و در مینا (حوت) به شرف میرسد. دوره داشای او بیست سال است که طولانیترین دوره در میان تمام سیارات به شمار میرود؛ گویی به شادکامی طولانیترین مهلت داده شده است.
آفرودیت و روزهای آدینه
یونان ستاره ایشتار را به نام آفرودیت، ایزدبانوی کفزاد عشق و زیبایی پذیرفت، و روم آن را ونوس نامید؛ مادر آئنیاس و نیای بنیادین روم. از اینانای سومری تا نام روز جمعه در دهها زبان، ایزدبانوی هیچ سیاره دیگری پیوستگی نقش خود را چنین استوار در طول پنج هزار سال حفظ نکرده است.
زهره در طالعبینی مدرن
طالعبینی نوین زهره را کارکرد ارزشگذاری میداند: آنچه فرد زیبا میشمارد، آنچه بدان گرایش دارد، شیوه جذب و برقراری پیوند، و معنای دارایی و ارزش در تمامی ساحتها از عاطفه تا ثروت. جایگاه نشان او در زایچه، زبانی برای بیان عشق است، سالها پیش از آنکه این اصطلاح پدید آید.
سیاره عشق و ارزشها
زهره سعد اصغر، کوکب مهربان حزب شب و گنجینهدار طالعبینی برای تمامی چیزهای گرانبها است: عشق، زیبایی، لذت، هنر، ثروت، صلح و سازگاری. در زایچه تولد، او نشان میدهد که انسان چه چیزی را و چگونه دوست میدارد، چه چیزی را زیبا میبیند، چه کسانی را به سوی خود میکشد و جذب چه کسانی میشود، و مفهوم ارزش در تمامی مراتب، از پیوند عاطفی تا دارایی مادی، برای او چیست. موهبتهای زهره عبارتاند از وقار، جذابیت، هماهنگی و شادکامی؛ و جنبههای سایه او هنگامی پدیدار میشوند که در این موهبتها زیادهروی شود: خودپسندی، سستی، سازشکاری بیجا و میل افراطی به آسودگی. پرسشهای هیچ سیارهای بیش از زهره از منجمان پرسیده نمیشود، زیرا کهنترین دغدغههای آدمی همواره همین بودهاند: چه چیزی را دوست دارم، و آیا آنچه دوستش میدارم نیز مرا دوست دارد؟
ایشتار: عشق، جنگ و بیست و یک سال رصد پیوسته
پیشینه بابلی زهره مستندترین سرگذشت در میان تمام سیارات است و این مجموعه آن را به تفصیل بازمیگوید. او ایشتار بود، ایزدبانوی همزمان عشق و جنگ، بانوی بزرگ آسمان که نشانههایش بر باران، محصول، تمایلات انسانی و بخت پادشاهان حکم میراند و ستارهاش آغازگر و پایانبخش روز بود. در روزگار پادشاهی امیصدوقه در قرن هفدهم پیش از میلاد، طلوعها و غروبهای او به مدت بیست و یک سال ثبت شد. این کارنامه رصدی، یعنی لوح ۶۳ از مجموعه احکام پیشگویانه انوما انو انلیل، کهنترین سند جامع سیارهای در جهان و سنگبنای گاهشماری عصر برنز است که در بخش بابلی صفحهای اختصاصی دارد. همچنین بابل قرنها پیش از یونان دریافت که ستاره بامدادی و ستاره شامگاهی یک پیکر یگانهاند؛ یک ایزدبانو با دو چهره، کشفی که در ساختار بنیادین همان لوح کهن نقش بسته است.
دو چهره، دو خانه، یک شرف
این دو چهره به آموزهای بنیادین بدل گشت. در طالعبینی هلنیستی، زهره در جایگاه ستاره بامدادی (که پیش از خورشید طلوع میکند) پرشور، پیشگام و مظهر عشقی تلقی میشد که نخست ابراز میشود و سپس تأمل مینماید؛ در حالی که به عنوان ستاره شامگاهی (که پس از خورشید غروب میکند) باوقار، سنجیده و پاسخی مهرآمیز به اشتیاق دیگری خوانده میشد. دو خانه حاکمیت او همین دوگانگی را بر دایرهالبروج میگسترانند: ثور خاکی، مظهر باغها، حواس جسمانی، خوراک و دارایی است؛ و میزان هوایی، مظهر تناسب، نزاکت، همپیمانی و هنر، که لذت تن و هماهنگی جان را آشکار میسازند، چنانکه در صفحات اختصاصی این بروج آمده است. موضع شرف او بر پایه نظام جایگاههای سرّی بابلی در درجه بیست و هفتم برج حوت است: عشقی که در حلشدگی مرزها به کمال میرسد، و مهری بیقیدوشرط. مواضع مقابل درسهای او را بازمیگویند: وبال در حمل و عقرب، جایی که خواستن در کشاکش تسخیرگری یا شدت عواطف سنگین میشود؛ و سقوط در سنبله، جایی که نگاه نقادانه گرمای دل را به سردی میکشاند.
گل پنجپر هشتساله
زیباترین هندسه آسمان به زهره تعلق دارد. او در هر هشت سال پنج بار با خورشید پیوند مییابد و این نقاط اتصال، گلی پنجپر و متقارن یا پنتاگرام را بر پهنه دایرهالبروج ترسیم میکنند؛ چرخهای که هر هشت سال تقریباً روزبهروز تکرار میشود. این همان ریتم هشتسالهای است که لوح زهره بابلی در خود دارد و در صفحه نظامهای الف و ب نشان داده شده که چگونه ریاضیدانان بابلی از آن بهره میبردند. همین نقش گلگون دلیلی است که حرکت برگشتی (رجعت) زهره، که هر نوزده ماه یک بار به مدت حدود شش هفته رخ میدهد، به عنوان بازنگری در امور دل شناخته میشود: عشقهای کهن و ارزشهای پیشین در نظمی به قاعده گلبرگها برای ارزیابی دوباره بازمیگردند. اینکه سیاره زیبایی تنها گل آسمان را رسم میکند، هماهنگی شگفتی است که طالعبینی برای درک و تحسین آن پدید آمده است.
زهره در بروج، خانهها و زوایا
نشان استقرار زهره، سبک مهرورزی و ارزشگذاری فرد را نشان میدهد: در نشانهای آتشین پرشور و رقابتجویانه عشق میورزد، در نشانهای خاکی با اتکا به حواس و وفاداری، در نشانهای هوایی از طریق گفتگو و پیوند فکری، و در نشانهای آبی به گونهای ژرف و آمیخته با جان. خانه استقرار او جایگاه تمرکز لطف و موهبت است: دارایی در خانه دوم، پیوندها و شراکتها در خانه هفتم، و محبوبیت اجتماعی در خانه دهم. زوایای او دیپلماسی قلب را رقم میزنند: در پیوند با ماه، مهر و آسایش در هم میآمیزند؛ در ارتباط با مریخ، کشش و تمنا یعنی جاذبه غریزی کلاسیک پدید میآید؛ با مشتری، بخشندگی و گشادهدستی؛ با زحل، عشقی پایدار که با شایستگی به دست میآید؛ و با نپتون، شیدایی و رویاهای لطیف. جایگاه زهره پاسخگوی پرسشهای همیشگی است: فرد چگونه دل میرباید، دارایی خود را صرف چه میکند و چه زیباییهایی او را تحت تأثیر قرار میدهد؛ پرسشهایی که هیچ تحلیلی در زایچه از آن چشمپوشی نمیکند، چرا که هیچ زندگیای خالی از آن نیست.
مس، آدینه و داروشناسی آسایش
زنجیره تناظرات نمادین زهره، دلپذیرترین بخش در سنتهای گوناگون است. فلز او مس است، فلز آیینههای جزیره اسطورهای قبرس؛ روز او جمعه (آدینه) است، روز فریا در زبانهای ژرمنی و dies Veneris در زبانهای لاتینتبار، که ایزدبانو جایگاه خود را در هر دو خانواده زبانی حفظ کرده است؛ گوهرهای او زمرد و کوارتز صورتی، گیاهانش گل سرخ، مورد و گیاهان معطر، و هنرهایش موسیقی و عطرسازی هستند. در کالبد انسانی، او از طریق بروج خود بر گلو و کلیهها، و به اقتضای سرشتش بر پوست، صدا، تعادل و حس لمس فرمان میراند. تدابیر درمانی منسوب به او همواره گوارا و آرامشبخش بودهاند: آبتنی، طعمهای شیرین، موسیقی و داروشناسی آسایشی که ریشههای بابلی آن در صفحه ریزمنطقةالبروج (میکروزودیاک) آمده است.
شوکرا و تداوم کهن ایزدبانو
طالعبینی ودایی (جیوتیش) زهره را با نام شوکرا گرامی میدارد: آموزگار آسوراها، نگاهبان دانش احیای مردگان، دلالتکننده بر عشق، پیوند زناشویی، شکوه، شعر و وسایل نقلیه، که بر وریشابها و تولا حاکم است، در مینا به شرف میرسد و با دورهای بیستساله، طولانیترین زمان داشا را در میان تمامی سیارات دارد؛ گویی طولانیترین فرصت به شادی و لذت واگذار شده است. در تمدنهای غربی نیز تبار این ایزدبانو هرگز نگسست: اینانای سومری به عشتار اکدی، عشتروت فنیقی، آفرودیت یونانی و ونوس رومی بدل شد؛ پنج هزاره تداوم در یک مقام، و روز جمعه هنوز نام او را در زبانهای گوناگون بازمیتاباند. الوهیت هیچ سیاره دیگری چنین پیوسته و بیوقفه در فرهنگ بشری حضور نداشته است، حقیقتی که به روشنی نشان میدهد انسان از دیرباز بیش از هر چیز در پی چه تمنایی به آسمان چشم دوخته بود.
زهره در روانشناسی و نگرش مدرن
طالعبینی روانشناختی زهره را به منزله اصل ارزشگذاری میشناسد: آنچه فرد در چشم خود زیبا مییابد، شیوه جذب و پیوند عاطفی، سلیقه، لذتها، و معنای دارایی و ارزش در تمامی مراتب وجودی او. نشان زهره به منزله زبان عشق، خانه او عرصه برخورداری و لذت، و زوایای او شیوه گفتگو و مصالحه قلب به شمار میآیند؛ و در طالعبینی روابط (سیناستری)، پیوندهای زهره پیش از هر عامل دیگری بررسی میشوند؛ همواره با این یادآوری پایدار که سنجش سازگاری ابزاری برای خودشناسی است نه حکمی قطعی و سرنوشتساز. از کارنامه رصدی بیست و یک ساله ایشتار تا فیلترهای نقشه زایچه در برنامههای امروزی، خطی پیوسته به درازای پنج هزار سال کشیده شده است: پرسش از درخشانترین ستاره آسمان درباره آنکه دل به چه کسی بسپاریم.
راهنمای مطالعه این بخش
کارتهای بالا دوازده بعد از این کوکب سعد را به تصویر میکشند: ستاره بابلی و لوح رصدی آن، دو چهره بامدادی و شامگاهی، جایگاه سعد اصغر، دو خانه حاکمیت، موضع شرف، هندسه گل پنجپر، درخشش آسمانی، تناظرات نمادین، کالبدشناسی تن، و جلوههای ودایی، کلاسیک و مدرن او. برای شناخت بروج منسوب به او، به صفحات ثور و میزان در کتابخانه بروج، و برای موضع شرف به صفحه حوت مراجعه فرمایید؛ و برای آشنایی با سند تاریخی او، به صفحه لوح زهره در بخش بابلی رجوع نمایید. زهره و نه همدم دیگر او در آسمان، بخشی از مجموعه جامع Tarot Academy به پنجاه و دو زبان هستند.
پرسشهای متداول
آخرین نوشتهها
حکمت باستانی کارتهای تاروت را کشف کنید و اسرار سفر معنوی خود را باز کنید. وبلاگ ما دروازه شما به درک نمادگرایی غنی، معانی و کاربردهای عملی خواندن تاروت است.