سیارات
نیروهای پویای طالعبینی. صورتهای فلکی صحنه نمایشاند و سیارات بازیگران آن: دو نیر اعظم، پنج سیاره سرگردان که قدما با چشم غیرمسلح میدیدند و سه سیارهای که با تلسکوپ کشف شدند. هر سیاره حامل نامی کهن، تباری از احکام نجومی بابلی، برجی که بر آن حکومت میکند، موضع شرف و نقشی کلیدی در زایچه است.
- 2
- انوار (نیرین)
- 5
- سیارات کلاسیک
- 3
- کشفیات مدرن
سیارات
به ترتیب سنتی سرعت: ابتدا انوار، سپس سیارات کلاسیک از سریعترین به کندترین، و در نهایت سه سیاره کشفشده با تلسکوپ.
خورشید
مرکز در تمام ابعاد: هویت، نیروی حیات، هدف زندگی؛ پادشاه زایچه همانگونه که شمش داور آسمان و زمین بود. در حمل (فروردین) به شرف میرسد، در اسد خانه دارد و حرکت سالانهاش دایرهالبروج را پدید میآورد.
ماه
سریعترین و درونیترین جرم آسمانی: احساس، حافظه، جسم، عادات و جریان روزمره در پس زندگی. سین (ایزد ماه) همواره در صدر متون احکام نجومی بابل جای داشت و ماه هنوز نخستین شاخص اقلیم عاطفی زایچه است. در ثور (اردیبهشت) به شرف میرسد.
عطارد
پیامآور: خرد، گفتار، دادوستد و پیوند؛ ایزد کاتبان نابو که به هرمس راهها بدل شد. همیشه در نزدیکی خورشید، چالاک و دارای ماهیتی دوگانه، و تنها سیارهای که در یک برج (سنبله) هم حاکم است و هم در شرف.
زهره
سعد اصغر: عشق، زیبایی، لذت و ارزش؛ ایشتار ستاره صبحگاهی و شامگاهی که رصدهای بیستویکساله بابلی از آن کهنترین گاهشمار سیارهای زمین است. در حوت (اسفند) به شرف میرسد و درخشانترین جرم پس از نیرین است.
مریخ
نحس اصغر: انگیزه، دلاوری، خشم و تیغ جداکننده. نرگالِ جنگ و طاعون در بابل و آرس در یونان؛ موتور ابراز وجود در زایچه، در جدی (دی) به شرف میرسد؛ جایی که نیرو انضباط میآموزد.
مشتری
سعد اکبر: گسترش، بخت، معنا و بخشندگی؛ مردوک شاه خدایان که پدیدار شدنش در هنگام خورشیدگرفتگی پادشاه بابل را امان میبخشید. در سرطان به شرف میرسد و نماد جهانی فراوانی است.
زحل
نحس اکبر و آموزگار بزرگ: مرز، زمان، ساختار و درو؛ دورترین و کندترین سیاره قابل رویت با چشم غیرمسلح. در میزان (مهر) به شرف میرسد؛ در همه سنن کهن هیبتانگیز و برای همه ضروری است.
اورانوس
نخستین سیاره کشفشده با تلسکوپ در دوران انقلابهای آمریکا و فرانسه که به نام آسمان خوانده شد. طالعبینی مدرن آن را نماد تحول بنیادین، ابداع، آزادی و آذرخش رویدادهای پیشبینینشده میداند و به دلو نسبت میدهد.
نپتون
پیش از رویت تلسکوپی از طریق محاسبات ریاضی پیشبینی شد؛ در عصر بیهوشی، عکاسی و احضار ارواح: حلشدگی، رویا، افسون، شفقت و مه. طالعبینی مدرن آن را در کنار مشتری به حوت اختصاص میدهد.
پلوتو
در دهه شکافت اتم کشف شد و نام خدای جهان زیرین را بر خود گرفت: قدرت، مرگ و زایش دوباره، آشکار شدن نهانها. ستارهشناسی ردهبندی آن را تغییر داد اما طالعبینی جایگاهش را در کنار مریخ در عقرب محفوظ داشت.
سیاره در طالعبینی به چه معناست
در واژگان کهن طالعبینی، مفهوم 'سیاره' معنای اصیل خود را حفظ کرده است: سرگردان، یعنی هر نوری که در پهنه ستارگان ثابت حرکت میکند. این تعریف خورشید و ماه (دو نیر اعظم) را در کنار عطارد، زهره، مریخ، مشتری و زحل (پنج سیاره کلاسیک رصدشده توسط تمدنهای کهن) و پس از پیدایش تلسکوپ اورانوس، نپتون و پلوتو را در بر میگیرد. سیارات بازیگران زایچهاند. برجها نحوه بروز، خانهها جایگاه رویداد و زوایا گفتگوهای میان آنها را ترسیم میکنند، اما سیارات فاعل اصلیاند: هر یک کارکردی متمرکز (اراده، احساس، ذهن، محبت، انگیزه، رشد، محدودیت) را به نمایش میگذارند.
دو نیر، پنج سرگردان کلاسیک و سه کشف دوران مدرن
این کتابخانه به سه سطح طبیعی تقسیم میشود. انوار یعنی خورشید و ماه دو قطب زایچهاند: کانون هوشیار و حیات حسی، شاه و جزرومد. پنج سیاره کلاسیک به ترتیب سرعت از تند به کند (عطارد، زهره، مریخ، مشتری، زحل) واژگان بنیادینی را حمل میکنند که در سنن بابل، یونان و هند مشترک بوده است. سه سیاره مدرن (اورانوس، نپتون و پلوتو) پس از سال ۱۷۸۱ وارد منظومه نمادها شدند و معانی آنها مستقیماً از روح دوران کشفشان (انقلاب، فرارفتن از مرزها، قدرت پنهان) برگرفته شد.
ایزدان نهفته در پس نامها
نام هر سیاره یادگار یک نظام الهیاتی کهن است. بابل سیارات را به خدایان بزرگ خود نسبت داد: مشتری به مردوک، زهره به ایشتار، مریخ به نرگال، زحل به نینورتا و عطارد به نابو واگذار شد و احکام نجومی آنها مطابق طبع این خدایان خوانده شد، چنانکه در الواح انوما انو انلیل در این کتابخانه با جزئیات آمده است. یونان پانتئون خود را بر همان انوار منطبق کرد و روم نامهای لاتین را ماندگار ساخت. معانی نمادین همگام با ایزدان سفر کردند: زهره نماد عشق و فراوانی و مریخ نماد جنگ و شور از نخستین الواح تا امروز بر جای ماندهاند.
حاکمیت، شرف و کرامتهای ذاتی
هر سیاره در برخی برجها با بیشترین قدرت عمل میکند و در برخی دیگر با اصطکاک و مانع روبرو میشود. سیاره بر خانه اصلی خود حاکم است (تقارن شگفتانگیز این نظام در بخش برجها تشریح شده) و در برجی دیگر به شرف میرسد که ریشه در 'مواضع سری' بابلی دارد. احکام سنتی این ساختار را در قالب کرامتها و ضعفها گسترش دادند: سیاره در برج روبروی خانه خود در وبال (هبوط) و در مقابل موضع شرف در سقوط قرار میگیرد. اینها قضاوتهای اخلاقی نیستند بلکه نشاندهنده روانی جریان انرژیاند.
کواکب سعد، نحس و نگرش دوران مدرن
سنت کهن پنج سیاره را بر پایه طبع دستهبندی کرد: مشتری و زهره سعد اکبر و سعد اصغر (آورندگان گشایش و فزونی)؛ زحل و مریخ نحس اکبر و نحس اصغر (عوامل دشواری و انضباط)؛ عطارد خنثی که طبع همراهان خود را میپذیرد. این چهارچوب در بابل شکل گرفت و در عصر هلنیستی تدوین شد. طالعبینی مدرن لحن قاطع پیشین را تعدیل کرده و زحل را ساختار و مریخ را نیروی پیشران میداند، اما این مشاهده بنیادین که برخی قوا آرامشبخش و برخی آزمونگرند همواره پایدار مانده است.
سرعتهای مداری و لایههای گوناگون زندگی
سرعت گردش مداری سیارات آنها را در لایههای متفاوتی از تجربه بشری جای میدهد. ماه ظرف چند روز برجی را طی میکند و به همراه خورشید، عطارد، زهره و مریخ ساحت فردی را میسازد: احوال درونی، افکار، عواطف و تلاشهای روزانه. مشتری و زحل که دوازده و بیستونه سال برای گردش کامل زمان میبرند، مسیر کلان اجتماعی را شکل میدهند: بلوغ، مسئولیت، فرصت و حدومرز. اورانوس، نپتون و پلوتو با اقامت چندساله در یک برج شاخصه یک نسلاند. زایچه از انطباق این لایهها ساخته میشود: سیارات تندرو حالوهوای روزمرگی را نشان میدهند و سیارات کندرو اقتضائات یک دوران را.
نحوه استفاده از این کتابخانه
هر کارت در بالا به صفحه اختصاصی یک سیاره پیوند دارد: تبارشناسی ایزدان و نشانههای کهن، حاکمیت و شرف، کرامتها، تفاسیر زایچه بر پایه برج، خانه و زوایا، و پیوندهای نمادین سنتی (روز هفته، فلز، اندام بدن). صفحات با کتابخانه برجها و متون کهن بابلی پیوند دارند. سیارات بخشی بنیادین از مجموعه Tarot Academy به پنجاه و دو زبان جهان هستند.
پرسشهای متداول
آخرین نوشتهها
حکمت باستانی کارتهای تاروت را کشف کنید و اسرار سفر معنوی خود را باز کنید. وبلاگ ما دروازه شما به درک نمادگرایی غنی، معانی و کاربردهای عملی خواندن تاروت است.