Two of Kites
برنامهریزی نمایان: بادبادکبازی بر فراز پشتبام خود میسنجد چه مقدار نخ به بادبادکی بدهد که از پیش به سوی افق کشیده میشود.
کارت در یک نگاه
- عددشناسی
- 2
- عنصر
- آتش
- طالعبینی
- مریخ در حمل · دکان اول (۰°–۱۰°، ۲۱ تا ۳۰ مارس)
- مسیر کابالایی
- چوکماه (حکمت) در آتزیلوت
- زمانبندی
- بهار · فصل حمل · نخستین باد بادبادکبازی
- بله / خیر
- مستقیم بله مشروط · معکوس خیر
مستقیم
معکوس
Two of Kites در هر دسته
دستههای مختلف، همان کهنالگوها را بازتفسیر میکنند. تصویرگریها را مقایسه کنید و برای خواندن تفسیر کامل، دسته مورد نظر را باز کنید.
تصویرسازی و نمادشناسی
در تاروت پکن، دو عصا به دو بادبادکها تبدیل میشود و بازرگان با کره زمینش جای خود را به مردی بر تیغه پشتبام خانهاش میدهد. جای پای او بر سفالهای خاکستری استوار و مطمئن است: این خانه اوست، کوچه اوست، و دنیایی است که از پیش به دست آورده است. تمام پیکرش به سمت بالا متمایل است. در دست برافراشتهاش، نخ کشیده بادبادکی شنگرفی را نگه داشته که بر فراز پشتبامها اوج گرفته و دنباله بلندش به سوی افق بازِ ورای دیوار شهر کشیده میشود. بادبادک همان اراده و جاهطلبی مجسم است؛ نخ، عقل و تدبیری است که آن جاهطلبی را به دست پیوند میدهد، اشتیاقی که بر روی یک رشته مهار شده است.
بادبادک دوم، همسان اما پیچیده و بستهشده، بر شیب پایینتر سقف در کنار پنجره تکیه داده است. این بادبادک، پرواز گذشته است، تجربهای که از پیش به پرواز درآمده و به سلامت به زمین نشسته، و گواهی بر واقعی بودن موفقیتهای اوست. همچنین یادآوری آرامی است که یک بادبادک روی سفالها، هرچند خوشساخت باشد، چیزی را به حرکت درنمیآورد. دو بادبادک، یک انتخاب: حفظ آنچه فرود آمده، یا تغذیه بادبادکی که پرواز میکند. در کنار او دودکشی حجیم نماد اجاق خانه، گرمای خانوادگی و ثباتی است که ترک سقف را دشوار میسازد. او میان آن دودکش و آسمان باز ایستاده است، و این تمام پرسش این کارت است.
در زیر پای او، دریای خاکستری پشتبامهای هوتونگ و درختان حیاط تا افقی کمرنگ گسترده شده، دنیایی که از پیش میشناسد و مانند یک نقشه پیش روی او پهن شده است. آسمان عصرگاهی ابری خاکستری-مرکبی است که با صورتی و فیروزهای شسته شده و با برادههای طلا بر کاغذ کاهی گرم افشانده شده است؛ خودِ عرصه امکان، متلاطم و بلاتکلیف. آن برادههای طلا فرصتهایی هستند که سوار بر همان باد حرکت میکنند، و تنها برای بادبادکبازی که به بالا بنگرد نمایان میشوند. رنگ شنگرفی بادبادک، رنگ آتش و اراده در این دسته کارت است، تنها سرخ پررنگ در صحنهای که در غیر این صورت ملایم و مات است: هر آنچه او مالک آن است با مرکب نقاشی شده، و تنها آنچه میخواهد میسوزد.
معنای اصلی
دو بادبادکها همان دو عصای تاروت پکن است و لحظه میان مالکیت یک دنیا و خواستن دنیایی بزرگتر را نگه میدارد. تکخال، جرقه خام آتش بود. این کارت همان جرقهای است که نخستین شکل ساختاریافته خود را میپذیرد: چشمانداز، برنامهریزی و انتخاب آگاهانه برای نشانه رفتن جاهطلبی به سمتی مشخص. بادبادک از پیش در اوج است و سخت میکشد، بنابراین پرسش هرگز این نیست که آیا جاهطلبی داشته باشیم یا نه؛ پرسش این است که چه مقدار نخ باز کنیم و در کدام جهت.
در حالی که دو عصای کلاسیک اربابی را نشان میدهد که قلمرو خود را فتح کرده و با در دست داشتن کل دنیای شناختهشده در یک کره کوچک بیقرار شده است، بادبادکباز پکن یک چیز را تغییر میدهد که همهچیز را دگرگون میسازد. او فرمانروای باد نیست؛ او به تنهایی تصمیم میگیرد چه مقدار نخ به آن بدهد. این استدلال این دسته کارت درباره قدرت در این مرحله است: شما نمیتوانید شرایط را کنترل کنید، بلکه تنها کنترل دست خود را بر قرقره دارید. کارت، جاهطلبی را به استراتژی پیوند میزند، چرا که پرواز واقعی است اما فاصله آن هنوز به دست شما تنظیم میشود. این کارت از گسترش افقها، سفر به ورای دیوارهای آشنا و توسعه آگاهانه دامنه نفوذ سخن میگوید، که همگی در مکث پیش از انجام انتخاب معلق ماندهاند.
معنای مستقیم
در حالت مستقیم، دو بادبادکها نشاندهنده برنامهریزی و دوراندیشی است. فرصتهای تازه سوار بر باد شدهاند و باید تصمیمی درباره مقدار نخِ رهاشده گرفته شود. به کشش نخ گوش فرادهید، که همان شهودی است که به شما میگوید باد به کجا میوزد. با دستپاچگی پرواز ندهید و به سفالها نچسبید. بر تیغه سقف مکث کنید، هر دو بادبادک را بسنجید، یکی در اوج و دیگری در حال استراحت، و سپس متعهد شوید. باد را میتوان خواند و نخ را میتوان اندازهگیری کرد، و بادبادکبازی که پیش از رها کردن قرقره آسمان را مطالعه میکند، بهندرت بادبادک خود را از دست میدهد.
در عشق. لحظه انتخاب و جهت مشترک: دو بادبادکباز که تصمیم میگیرند آیا بادبادکهایشان سوار بر یک باد خواهند شد یا خیر. این حالت از برنامههای مشترک، سفر به ورای کوچههای آشنا و دیدگاهی یگانه به افق استقبال میکند؛ اغلب نشاندهنده گذر از شیفتگی اولیه به رابطهای بلندمدت است، زمانی که پرواز از یک شیرینکاری به یک مسیر تبدیل میشود. همچنین به پارتنرها یادآوری میکند که به نخ یکدیگر احترام بگذارند، زیرا دو بادبادک میتوانند یک آسمان مشترک داشته باشند بدون آنکه نخ مشترکی داشته باشند.
در شغل. دورهای از برنامهریزی و تحلیل در حالی که بادبادک شغلی شما از پیش در اوج است و ارتفاعات تازه از روی پشتبام دیده میشوند. این کارت از انتخاب سنجیده مسیر حمایت میکند، چه تعمیق تسلط بر پشتبام فعلی باشد و چه پرواز به سوی آسمانی دیگر، و هنگامی که تصمیم بهطور آگاهانه گرفته شود، پتانسیل رشد واقعی را نوید میدهد. مهارتهای خود را ارتقا دهید، اهداف تازه تعیین کنید و پیش از متعهد کردن نخ، باد محیط کار را بسنجید.
در امور مالی. انگیزه فرستادن منابع به ورای دیوار، برای به پرواز درآوردن پولی که روی پشتبام نشسته است. این کارت به سرمایهگذاریها، فرصتهای کسب درآمد جدید و تصمیمات استراتژیک درباره اینکه کدام بادبادک تأمین مالی شود و هر یک سزاوار چه مقدار نخ است اشاره دارد. تمام جریانها را بررسی کنید و امیدبخشترین را برگزینید، زیرا سرمایه با کشش مهارشده بالا میرود نه با امید صرف.
در سلامت. مرحله برنامهریزی برای یک تغییر جسمانی: بادبادک بدن ساخته شده است و شما در حال انتخاب آسمان آن هستید. یک انضباط تازه، رژیم غذایی بهتر یا تغییر روال شکل مشخصی به خود میگیرد. عادات فعلی خود را صادقانه بررسی کنید، سپس بهبود را همانگونه برنامهریزی کنید که یک بادبادکباز پرواز را برنامهریزی میکند؛ با خواندن شرایط و اندازهگیری نخ پیش از آغاز.
معنای معکوس
در حالت معکوس، دو بادبادکها بادبادک دوم را نشان میدهد؛ همان که بر روی سفالها بستهشده افتاده، در حالی که باد در بالای سر بدون استفاده میگذرد. این کارت به تاخیرها و موانع در مسیر یک هدف اشاره دارد، معمولاً به این دلیل که تصمیمی گرفته نشده است. انتخاب میان حیاط شناختهشده و افق باز بسیار دشوار به نظر میرسد و بیپمیلی به ترک آسایش پشتبام به رکود تبدیل میشود. باد وجود دارد، اما دست قرقره را باز نمیکند. راه اصلاح، روشن اما دشوار است: بر ترس غلبه کنید، دوباره بر تیغه سقف بالا روید و چیزی به باد بدهید تا با آن کار کند. بادبادکی که در خانه نگه داشته شود امن اما بیفایده است.
در عشق. پیوند معلق میماند، نه اوج میگیرد و نه فرود میآید، زیرا یک تصمیم مهم مرتباً به تعویق میافتد. این حالت میتواند جهتهای متضاد را نشان دهد، دو بادبادک که روی یک نخ در دو جهت مخالف میکشند، یا خطای معکوسِ شتابزدگی به جلو و رها کردن تمام نخ به یکباره بدون توافق بر سر اینکه پرواز قرار است به کجا برود. با هم بر تیغه سقف مکث کنید، صادقانه درباره هدف نهایی گفتگو کنید و انعطافپذیر بمانید، زیرا یک نخ خشک و بیانعطاف در نخستین تندباد قوی میشکند.
در شغل. بلاتکلیفی، ترس از تصمیمگیری و نگرانی از متعهد شدن. ترفیع، پروژه یا جابهجایی، در حالی که شما سفالهای زیر پای خود را مطالعه میکنید بستهشده میماند، و تردید به آرامی فرصت را از دست میدهد، چرا که باد منتظر نمیماند. در حال حاضر از ریسکهای بیپروا پرهیز کنید، اما بدانید که احتیاط دائمی خود نوعی شکست است. از شیب راحت پایین بیایید و دست به انتخاب بزنید.
در امور مالی. فقدان برنامههای مالی، باد ازدسترفته و فرصتهای متوقفشده. سرمایه در زیر لبه سقف بستهشده میماند در حالی که فصل میگذرد، از تصمیمگیری مالی اجتناب میشود و پیشبینی آیندهای که هیچ نخی برای آن متعهد نشده دشوار میگردد. قرقره را دوباره به دست بگیرید و با وجود ترس تصمیم بگیرید، در حالی که نخ را اندازهگیریشده نگه میدارید نه اینکه کل نخ را روی یک تندباد قمار کنید.
در سلامت. تردید و نبود برنامه. شک و تردید درباره شروع یک روال یا تغییر عادات، رژیم جدید را در کنار پنجره بستهشده باقی میگذارد و بیتوجهی به دنبال آن میآید که نه از کاهلی، بلکه از یک تصمیم نگرفته ناشی میشود. مانع، دودلی است نه شرایط. یک تغییر کوچک را انتخاب کرده و طبق آن عمل کنید.
نکات تاریخی
دو عصا دارای پیشینهای بهنسبت پیچیده و متنوع است. دسته کارت سولا بوسکا متعلق به حدود سال ۱۴۹۱، حکاکیشده در فرارا و قدیمیترین تاروت کاملِ ۷۸ کارتی شناختهشده، نخستین دستهای بود که آرکانای کوچک را به طور کامل تصویرسازی کرد، با این حال دو چوبدستِ آن پیکری عریان را نشان میدهد که بیخبر از محیط اطراف است و هیچیک از عناصر تسلط یا برنامهریزی که بعداً کارت را تعریف کردند در آن دیده نمیشود. در تاروت مارسی، کارت یک کارت عددی بدون تصویرسازی داستانی بود: دو چوبدست چوبی متقاطع که با نقشهای گلدار بافته شده بودند، و معنای آن از خالِ کار و انرژی و حس دوگانگی و دو راهیِ عدد برداشت میشد.
تصویر امروزی در سال ۱۹۰۹ توسط آرتور ادوارد ویت و پاملا کولمن اسمیت تثبیت شد. کارت آنها مردی بلندقامت را بر فراز پشتبامی بارودار نشان میدهد که به دریا و ساحل مینگرد، کرهای کوچک در دست راست دارد و یک عصا به کنگره بارو بسته شده در حالی که عصای دیگر آزاد است. ویت معانی متضادی برای آن قرار داد: ثروت و شکوه در برابر رنج جسمانی و اندوه، و این تصویر را به اسکندر مقدونی پیوند زد که وقتی دنیای دیگری برای فتح کردن باقی نمانده بود گریست. آن مالیخولیای تسلط، بیقراری مردی که دنیای شناختهشده را در دست دارد و میاندیشد چه چیزی باقی مانده است، هسته عاطفی بود که کارت رایدر-ویت-اسمیت افزود.
تاروت پکن ترکیببندی پیکری در ارتفاع بر فراز یک چشمانداز را حفظ میکند که در حال تصمیمگیری برای خروج و ماجراجویی است، و ابزارهای آن را با نمونههای محلی جایگزین میسازد. کره زمین و دو عصا به دو بادبادک تبدیل میشوند، یکی در حال پرواز و دیگری بستهشده. باروی بالای دریا به سقفی سفالی بر فراز دشت خاکستری پشتبامهای هوتونگ تبدیل میشود. مالیخولیای اسکندر به پرسشی مدنی و آرامتر ملایم میشود، زیرا این بادبادکباز هرگز چیزی را فتح نکرده و صرفاً میخواهد بداند نخ خود را تا کجا بفرستد.
تطابقها
عدد. دو، عدد دوگانگی و کشش میان دو قطب: در اینجا بادبادک در اوج و بادبادک در حال استراحت، افق و کانون خانه، آنچه خواسته میشود و آنچه خریده شده، که با یک نخ کنار هم نگه داشته شدهاند. این عدد، بادبادکباز را دقیقاً در نقطه تعادل قرار میدهد؛ یک دست بر کشش آینده و پاها بر سنگینی حال، و کارت را به عنوان انتخابی میسازد که هنوز حلوفصل نشده است.
اخترشناسی. مریخ در حمل، دکان اول این برج، تقریباً ۰ تا ۱۰ درجه و تاریخهای حدود ۲۱ تا ۳۰ مارس، نخستین باد واقعی بادبادکبازی در بهار. مریخ حاکم طبیعی حمل است، بنابراین سیاره انگیزه در خانه آتشی پیشروِ خود مینشیند؛ موضعی از جاهطلبی خالص و مبارزهجو. یک کشش ثانویه در زیر جریان دارد: عدد دو سنتیاً به ماهِ پذیرا و بازتابنده پیوند خورده است، بنابراین آتشِ رو به جلوی مریخ وادار میشود در یک عدد دوِ تأملگرایانه ساکن شود. این اصطکاک دلیلی است که چرا کارت اغلب به عنوان برنامهریزی خوانده میشود نه عمل، جاهطلبی نگه داشته شده در یک الگو متوقفکننده استراتژیک.
عنصر. آتش، عنصر خال بادبادکها، به عنوان نماد انرژی اولیه، اراده و انگیزه خلاق. در اینجا انگیزه بر روی یک نخ قرار دارد، اشتیاقی که یاد گرفته به جای هدرفت، هدایت شود.
کابالا. چوکماه، دومین سفیروت و حوزه حکمت، در آتزیلوت، جهان الگوپردازانه آتش محض الهی. اعداد دو در چوکماه مینشینند، نخستین فوران فعال انرژی از منبع تجلینیافته کتر؛ بنابراین دو عصا همان چوکماه در آتزیلوت است: نیروی ریشهای آتش در والاترین و هماهنگترین شکل خود، طرح اولیه قدرت پیش از نزول به جهانهای متراکمتر.
وقار عنصری. کارتی آتشی که در کنار سایر بادبادکها و کارتهای انگیزه تقویت میشود، و در برابر آبِ فنجانها با اصطکاک بیشتری خوانده میشود. در فال عشق این تضاد اهمیت دارد، زیرا بادبادکها جاهطلبی فردی و چشمانداز همسو میآورند در حالی که فنجانها پیوند عاطفی میآورند.
چشمانداز روانشناختی
فردِ این کارت قرقرهای در یک دست و برنامهای در دست دیگر دارد. او آسودهخاطر بر آنچه ساخته است ایستاده: سقف، خانواده، موقعیت، در حالی که از طریق نخ هر آنچه را در آسمان پهناورتر رخ میدهد حس میکند. او جریانهای یک موقعیت را میخواند و جریانی را که ارزش سوار شدن دارد انتخاب میکند، و پتانسیل واقعی برای تغییر مثبت را در خود دارد: جابهجایی، یک اقدام تازه، مسلکی که از دیوار قدیمی شهر میگذرد. جاهطلبی او پرسرصدا نیست؛ کشش مداوم بر روی نخی نگهداریشده است.
جنبه سایه، بادبادکی است که سالها آماده بوده اما هرگز حیاط را ترک نکرده است. در اینجا برنامه به زیبایی ساخته شده، هر بند خیزران چسبانده شده، اما بادبادکباز نمیتواند روز پرواز را انتخاب کند و تماشا میکند که بادبادکهای دیگر از دیوار میگذرند در حالی که بادبادک او زیر لبه سقف خاک میخورد. خوانندگان آنلاین بیوقفه بحث میکنند که آیا این کارت به معنای عمل است یا بیعملی، و پاسخ صادقانه این است که کارت مکث دردناک میان آن دو است، فلج تحلیلیِ میانهروی و ترس از پیامدهای یک انتخاب. انگیزه آتشی واقعی است؛ آنچه غایب است شجاعتِ گشودن دست و رها کردن نخ است.
دو بادبادکها در دستههای مختلف
رایدر-ویت-اسمیت. دو عصای کلاسیک اربابی ثروتمند را بر فراز بارویی مستحکم نشان میدهد که کرهای کوچک در یک دست و دو عصا دارد (یکی بسته به بارو و دیگری آزاد)، و با اندوهِ مردی که دنیایی برای فتح کردن برایش نمانده به دریا و ساحل مینگرد. بادبادکباز پکن آن ژستِ بررسی چشمانداز از ارتفاع در حال آمادهباش برای خروج را حفظ میکند، و کره زمین تسلط را با بادبادکی معاوضه میکند که هنوز در حال تصمیمگیری برای میزان پرواز آن است.
تاروت مارسی. دو چوبدست تاروت مارسی یک کارت عددی بدون تصویر داستانی است؛ دو چوبدست چوبی متقاطع در میان نقشهای گلدار، که بیشتر از طریق عددشناسی و برخورد انرژیها خوانده میشود تا از طریق یک صحنه انسانی. خطوط متقاطع آن در پکن به شکل برخورد دو نیت باقی میماند: بادبادکی که پرواز میکند و بادبادکی که در حال استراحت است.
کرولی-تاث. کرولی دو عصای خود را «تسلط» (Dominion) نامید و پیکر انسانی را کاملاً حذف کرد، و دو دورجه (Dorje) تبتی متقاطع را نشان داد که شش زبانه آتش از آنها فوران میکند. او بر نیروی مریخ در حمل تکیه کرد و نابودی را نخستین گام در فرآیند خلاقانه نامید، ارادهای آنقدر خالص که موانع را با حضور خود محو کند، بدون هیچیک از اندوهزدگیهای ویت. تاروت پکن میان این دو قطب مینشیند، حس انتخاب در مارسی و رایدر-ویت را حفظ میکند در حالی که به آتش مریخی مهارِ آشکاری در نخ کشیده و اندازهگیریشده میبخشد.
بازآفرینیهای مدرن. دستههای کارت اخیر تصویرسازی را به روش خود بهروز میکنند. تاروت جادوگر مدرن اثر لیسا استرل، بازرگان را با زنی امروزی جایگزین میسازد و به خوانندگان اجازه میدهد کره زمین را به عنوان یک گوشی هوشمند ببینند؛ تمام دنیا در یک دست نگه داشته شده است. تاروت وایلد آننون (ناشناخته وحشی) پیکر انسانی را حذف میکند و اجازه میدهد دو عصا بر روی نوارهای رنگی متقاطع شوند تا پتانسیل خام و هدایتنشده را منتقل کنند. تاروت پکن به این بازآفرینی تعلق دارد، درونمایه پتانسیل خفته کارت را حفظ کرده و بارِ سنگین جاهطلبی را به باد، نخ و دستِ خودِ بادبادکباز بر روی قرقره تبدیل میکند.
در ترکیب و زمینه
دو بادبادکها چیدمان کارتها را به سوی برنامهریزی، ارزیابی و لحظه پیش از تصمیم سوق میدهد. مفیدترین تقابل آن با سه بادبادکها است که پس از آن در این خال میآید: اگر دو بادبادکها همان طرح اولیه، جهانسازی و فهرست شخصیتها باشد، سه بادبادکها باز کردن سند و نوشتن پیشنویس است. دو بادبادکها میپرسد چه کاری میخواهید انجام دهید، و سه بادبادکها میپرسد چگونه آن را انجام خواهید داد. هنگامی که دو بادبادکها ظاهر میشود، پرسشکننده هنوز روی پشتبام است و تصمیم میگیرد که بماند یا به دنبال قلهای بالاتر باشد.
در کنار کارتهای سوگ و پایانها، این کارت ورق را برمیگرداند. در یک ردیف کنار مرگ و پنج فنجان، جایی که یک پایان اجتنابناپذیر است و زیانهای قدیمی هنوز درد میکنند، آمدن دو بادبادکها در انتها نشان میدهد که سوگواری کار خود را کرده و انرژی آن اکنون سوختی برای یک مسیر شجاعانه تازه است. در فال عشق، کارتهای همسایه آشکار میسازند که آیا پرواز مشترک است یا فردی: در کنار فنجانها میتواند هشدار دهد که یک بادبادکباز به جای فردِ کنار خود به افق مینگرد، در حالی که در کنار سایر بادبادکها به عنوان دو مسیر که صادقانه همسو میشوند خوانده میشود.
هنگامی که دو بادبادکها مرتباً در فال تکرار میشود، آن را به عنوان یک دعوت در نظر بگیرید نه یک حکم. بر پشتبام خود بالا روید، هر دو بادبادک را صادقانه بسنجید و بخش بعدی نخ را اندازهگیری کنید، زیرا نخی که اکنون رها میکنید مسیر پروازِ بخش زیادی از آنچه در پی میآید را تعیین میکند.
پرسشهایی برای تأمل
- شما دو بادبادک در دست دارید، یکی در اوج و دیگری در حال استراحت. به کدامیک در واقع توجه نشان میدهید و کدامیک را از سر آسایش بستهشده نگه داشتهاید؟
- باد تغییر خواهد کرد چه شما پرواز کنید و چه نکنید. اگر چنین است، ترسی که دست شما را روی قرقره بسته نگه داشته واقعاً از چه چیزی محافظت میکند؟
- به ورای فضای بالای حیاط خود بنگرید. افقی که نخ شما به سوی آن کشیده میشود کجاست و نخستین مقدار نخی که میتوانید این هفته به سوی آن رها کنید چقدر است؟
تفسیر عام کارتها بر اساس دسته رایدر–ویت–اسمیت آماده شده که مرجع اصلی آکادمی تاروت است. برای دیدن نگاه ویژه هر دسته، میتوانید آن را جداگانه باز کنید.
پرسشهای متداول
کاوش در تاروت
آخرین نوشتهها
حکمت باستانی کارتهای تاروت را کشف کنید و اسرار سفر معنوی خود را باز کنید. وبلاگ ما دروازه شما به درک نمادگرایی غنی، معانی و کاربردهای عملی خواندن تاروت است.