زوایا
سیارات در یک چارت هرگز تنها نیستند. آنها در زوایایی نسبت به یکدیگر قرار میگیرند و این زوایا، روابط را شکل میدهند. تربیع به معنای اصطکاک، تثلیث به معنای جریان، و مقابله رویارویی در سراسر چرخ است. زوایا دستور زبان طالعبینی و قواعدی هستند که سیارات بر اساس آنها به جملات تبدیل میشوند. این مفاهیم از هندسه نشانهها نشأت میگیرند که طالعبینان هلنیستی بر پایه زودیاک بابل بنا نهادند.
- 5
- زاویه اصلی
- 360°
- دایرهای که تقسیم میکنند
- ±8°
- یک اورب معمول
زوایا
ابتدا پنج زاویه اصلی به ترتیب اندازه، سپس زوایای فرعی و قواعد کاربردی. برچسبها اندازه هر زاویه و خلق و خوی سنتی آن را نشان میدهند.
مقارنه
دو سیاره در یک مکان به یک نیروی ترکیبی تبدیل میشوند: بیشتر تلفیق است تا گفتگو. اینکه این ترکیب یک موهبت باشد یا یک بار سنگین، کاملاً به سیارات درگیر بستگی دارد. زهره با مشتری یک جشن است، در حالی که مریخ با زحل به یک راهپیمایی اجباری میماند. این قدیمیترین زاویه است که برای ناظران بابلی به صورت برخورد دو نور در آسمان قابل مشاهده بود.
تسدیس
با فاصله دو نشان از هم، نشانهایی از عناصر سازگار را به هم پیوند میدهد، آتش با هوا، خاک با آب: همکاری و مساعدتی که زمان دعوت عمل میکند. سنت آن را به عنوان فرصت میشناسد، دری که به راحتی باز میشود اما هنوز باید از آن عبور کرد. این ملایمترین زاویه اصلی است و اغلب بیش از بقیه نادیده گرفته میشود.
تربیع
با فاصله سه نشان از هم، نشانهایی را به هم میپیوندد که در حالت مشترک اما در عنصر با هم تضاد دارند: دو نیرو با اهداف متقاطع که هیچکدام نمیتوانند دیگری را نادیده بگیرند. تربیع به معنای اصطکاک، بحران و موتور توسعه است. چارتهای بدون تربیع راحت و اغلب بیتحرک هستند. چارتهای پر از آنها دشوارند اما معمولاً کارهای بزرگی انجام میدهند.
تثلیث
با فاصله چهار نشان از هم، نشانهایی از یک عنصر را به هم میپیوندد: زاویه جریان، استعداد و سهولت. چیزهایی که به سادگی کار میکنند. موهبت آن در عین حال تله آن نیز هست. آنچه بدون تلاش جریان مییابد به ندرت بررسی یا کسب میشود، بنابراین تثلیث هم زیبایی طبیعی و هم رضایتمندی افراد با استعداد را توصیف میکند.
مقابله
رو در رو در سراسر چرخ، در نشانهایی که روی یک محور یکدیگر را بازتاب میدهند: هندسه ماه کامل. مقابله به معنای رویارویی، فرافکنی و شراکت است. تنشی که اغلب از طریق افراد دیگر تجربه میشود. حل آن نیازمند ایجاد تعادل است، همانطور که هر محور زودیاک به ما میآموزد.
کوینکونکس
با فاصله پنج نشان از هم، نشانهایی را به هم متصل میکند که نه در عنصر، نه در حالت و نه در قطبیت مشترک نیستند: هیچ زبان مشترکی در میان نیست. این زاویه که عدم اتصال (inconjunct) نیز نامیده میشود، به عنوان نیاز به یک تنظیم و تعدیل مزمن خوانده میشود. دو بخش از زندگی که هرگز کاملاً همراستا نمیشوند و باید دائماً واسنجی شوند.
زوایای فرعی
نیمه تسدیس، نیمه تربیع، خینتیل و سسکیکوادرات، به همراه خویشاوندان ظریفترشان: هارمونیکهای دایره فراتر از پنج زاویه کلاسیک. کپلر مدافع برخی از آنها بود. نظریه هارمونیکهای جان ادی همه آنها را در بر گرفت. در عمل، برخی آنها را کاملاً نادیده میگیرند و برخی دیگر آنها را به عنوان امضاهای خلاقانه در نظر میگیرند.
اوربها، نزدیکشونده و دورشونده
نیازی نیست زوایا دقیق باشند: هر کدام در یک حریم یا اورب (orb) عمل میکنند. برای زوایای اصلی که شامل خورشید و ماه میشوند، این حریم معمولاً تا هشت درجه است و برای زوایای فرعی محدودتر میشود. یک زاویه نزدیکشونده که در حال شکلگیری است، قویتر از یک زاویه دورشونده است. این قاعدهای است که از روشهای هوراری به ارث رسیده است، جایی که تعیین میکند آیا رویداد وعده داده شده در آینده است یا در گذشته.
یک زاویه چیست
زاویه (Aspect)، یک رابطه زاویهای بین دو نقطه در چارت است که در امتداد زودیاک اندازهگیری میشود. سیاراتی که با فاصله یک چهارم دایره از هم قرار دارند، در تربیع هستند. اگر یک سوم دایره فاصله داشته باشند در تثلیث، اگر در مقابل یکدیگر باشند در مقابله، و اگر در کنار هم باشند در مقارنه قرار دارند. نام این دکترین منطق آن را حفظ میکند: واژه لاتین aspectus به معنای نگاه است و سنت یونانی از سیاراتی صحبت میکرد که یکدیگر را در زوایای منظم دایره میبینند. دو سیاره در زاویه، در دید یکدیگر قرار دارند و بنابراین بسته به هندسهشان، در رابطهای همکارانه، پرتنش یا ادغام شده هستند. اگر سیارات بازیگران چارت، نشانهها رفتار آنها، و خانهها صحنه نمایش باشند، زوایا همان پیرنگ داستان هستند: چه کسی با چه کسی متحد است، چه کسی در جنگ است، و چه گفتگوهایی نمایشنامه را پیش میبرند.
هندسه نشانهها در درجه اول
زوایا در ابتدا به عنوان روابط بین کل نشانهها شروع شدند و منطق قدیمی هنوز هم خلق و خوی آنها را توضیح میدهد. نشانههایی که چهار فاصله از هم دارند در یک عنصر مشترک هستند، بنابراین تثلیث، آتش را به آتش یا آب را به آب متصل میکند. به همین دلیل راحت است، مانند صحبت کردن خویشاوندان با یکدیگر. نشانههایی که سه فاصله از هم دارند در حالت مشترکند اما در عنصر با هم تضاد دارند، آتش کاردینال با آب کاردینال تربیع میشود، بنابراین تربیع سیاراتی را به هم میپیوندد که با ریتم یکسان در جهت اهداف ناسازگار عمل میکنند: از این رو اصطکاک ایجاد میشود. نشانههایی که دو فاصله از هم دارند عناصر سازگار را جفت میکنند، آتش با هوا، خاک با آب: همکاری ملایم تسدیس. نشانههای مقابل، حالت و قطبیت مشترک دارند در حالی که روبروی هم قرار گرفتهاند: رویارویی آینهایِ مقابله. نشانههای مجاور، یا آنهایی که پنج فاصله از هم دارند، هیچ چیز مشترکی ندارند. به همین دلیل گذشتگان این روابط را به عنوان بیزاری (aversion) یا اصلاً ندیدن در نظر میگرفتند، و مدرنها کوینکونکس را به عنوان یک ناهنجاری مزمن میخوانند. به طور خلاصه، خلق و خوی زوایا، نتیجه حساب و کتاب عناصر و حالتهاست.
پنج زاویه اصلی
دکترین کلاسیک پنج پیکربندی را به رسمیت میشناسد: مقارنه به علاوه چهار زاویه واقعی. اسکلت هر چارتی با آنها کشیده میشود. مقارنه (0°) دو سیاره را در یک عملکرد ترکیبی ادغام میکند و ویژگی آن توسط خود سیارات تعیین میشود. تسدیس (60°) فرصت را ارائه میدهد: کمکی که در صورت پذیرش در دسترس است. تربیع (90°) اصطکاک ایجاد میکند: این زاویه بحران، تلاش و در نهایت تسلط است، که به وفور در چارتهای افراد موفق دیده میشود. تثلیث (120°) جریان را میبخشد: استعداد، شانس و سهولت، در حالی که رضایتمندی سایه آن است. مقابله (180°) رویارویی را ایجاد میکند: تنشی که در امتداد یکی از محورهای زودیاک، اغلب از طریق روابط تجربه میشود و با ایجاد تعادل حل میگردد. سنت طالعبینی آنها را به نرم (تسدیس، تثلیث) و سخت (تربیع، مقابله)، یا پیکربندیهای سعد و نحس طبقهبندی میکند. با این حال، روش مدرن اصطلاحات جریاندار و پویا را ترجیح میدهد، زیرا زوایای سخت باعث سازندگی میشوند و زوایای نرم میتوانند تحلیل بروند.
زوایای فرعی، هارمونیکها و جزئیات دقیق
فراتر از این پنج زاویه، زوایای فرعی قرار دارند: نیمه تسدیس (30°) و کوینکونکس (150°)، نیمه تربیع (45°) و سسکیکوادرات (135°)، و خانواده خینتیل (72° و مضارب آن)، که کپلر برای آنها ارزش قائل بود. نظریه مدرن آنها هارمونیکهای جان ادی است که در صفحه مدرن غربی توضیح داده شده است: هر زاویه، تقسیم دایره بر یک عدد است. هر عدد یک اصل است، تقسیم بر پنج به فرم خلاقانه مرتبط است، و تقسیم بر هفت به موارد مقدر و عجیب. در عمل روزمره، زوایای فرعی مانند چاشنی هستند. برخی از طالعبینان اصلاً از آنها استفاده نمیکنند. دیگران آنها را برای بررسی جزئیات دقیق پس از سخن گفتن زوایای اصلی نگه میدارند. تنها کوینکونکس در استفاده مدرن تقریباً به وضعیت زاویه اصلی ارتقا یافته است، و تجربه دو بخش از زندگی را نامگذاری میکند که زبان مشترکی ندارند اما به نحوی باید با یکدیگر همکاری کنند.
اوربها، نزدیکشونده و دورشونده
دقت اهمیت دارد، اما نه به طور مطلق: هر زاویه در یک اورب (orb) عمل میکند، تحمل چند درجهای که برای خورشید و ماه و زوایای اصلی بازتر و برای زوایای فرعی محدودتر است. هرچه زاویه نزدیکتر باشد، تأثیر آن بیشتر است. جهت نیز مهم است. یک زاویه نزدیکشونده (applying)، که در آن سیاره سریعتر در حال کاهش فاصله است، حامل رویداد یا پویایی در حال آشکار شدن میباشد. یک زاویه دورشونده (separating)، که از نقطه دقیق عبور کرده است، مسئلهای از پیش انجام شده است، و بیشتر یک میراث است تا یک برنامه. این قاعده از طالعبینی هوراری نشأت میگیرد، جایی که تعیین میکند آیا رویداد مورد نظر در پیش است یا در گذشته، و در خوانش چارت تولد به عنوان یک تفاوت ظریف در تأکید باقی میماند. شاغلان به روش کلنشان (whole-sign) لایه قدیمی را در زیر درجات اضافه میکنند: سیارات در نشانههای پیکربندی شده، حتی در اوربهای وسیع نیز در رابطه هستند و یکدیگر را همانطور که نشانههایشان میبینند، نگاه میکنند.
الگوها: زمانی که زوایا گرد هم میآیند
زوایا به شکلهایی ترکیب میشوند و این الگوها نامها و شهرتهای خاص خود را دارند. تثلیث بزرگ (grand trine)، سه سیاره در تثلیث متقابل، یک مدار بسته از سهولت است، با استعداد و خودکفا، که گاهی اوقات بیش از حد راحت است. تربیع تی (T-square)، دو سیاره در مقابله که هر دو با سیاره سوم در حالت تربیع هستند، تنش چارت را روی سیاره سوم متمرکز میکند و آن سیاره به موتور محرک تبدیل میشود. صلیب بزرگ (grand cross)، چهار سیاره در تربیع متقابل در اطراف چرخ، یک تربیع تی دوچندان است: بیامان، چالشبرانگیز و در صورت تسلط یافتن بر آن، قدرتمند. یود (yod)، دو سیاره در حالت تسدیس که هر دو با سیاره سوم کوینکونکس هستند، سیاره رأس خود را مانند یک انگشت بلند نشانه میگیرد. طالعبینی مدرن آن را به عنوان یک رسالت عجیب در چارت میخواند. خواندن الگوها به معنای خواندن معماری چارت در یک نگاه است، اینکه انرژی آن کجا جمع میشود و کجا باید صرف شود.
از دیدارهای بابل تا هندسه یونانی
محققان بابلی که کارهایشان صفحات تاریخی این مجموعه را پر کرده است، دیدارهای سیارهای، مقارنهها و موقعیتهای متقابل را به طور مداوم میخواندند. دفترهای خاطرات هر شب آنها را ثبت میکنند و سریهای پیشگویی آنها را تفسیر میکنند. اما دکترین سیستماتیک زوایا ریشهای هلنیستی دارد: این دکترین به نشانههای مساوی زودیاک نیاز داشت، و سپس به چرخش هندسی تفکر یونانی تا روابط نشانهها را به یک حساب از دید و پیکربندی تبدیل کند. بنابراین زوایا نمونه کاملی از ساختار لایهای طالعبینی هستند: مشاهده بابلی، هندسه یونانی، پالایش قرون وسطایی اوربها، ترجمه روانشناختی مدرن. دکترینی واحد که اثر انگشت هر سنتی که آن را در طول تاریخ حمل کرده در خود دارد، که همگی در این کتابخانه مستند شدهاند.
نحوه استفاده از این کتابخانه
هر کارت در بالا یکی از زوایا یا قواعد کاربردی را خلاصه میکند. صفحات فردی به نوبه خود آنها را عمیقتر میکنند، همانطور که کتابخانههای نشانهها و سیارات انجام میدهند. زوایا ابتدا با سیارات خوانده میشوند، تربیع زهره-مشتری ملایمتر از تثلیث مریخ-زحل است، سپس نشانهها و خانههای درگیر که عرصههایی را که رابطه در آنها شکل میگیرد مشخص میکنند. سه کتابخانه قبلی و این کتابخانه یک سیستم واحد هستند: بازیگر، رفتار، صحنه، پیرنگ. زوایا بخشی از مجموعه آکادمی تاروت در 52 زبان هستند.
پرسشهای متداول
آخرین نوشتهها
حکمت باستانی کارتهای تاروت را کشف کنید و اسرار سفر معنوی خود را باز کنید. وبلاگ ما دروازه شما به درک نمادگرایی غنی، معانی و کاربردهای عملی خواندن تاروت است.