فوثارک جوان
سول خورشید است و شعر کهن آن را سپر ابرها و نابودکننده یخ میخواند. امروز چیزی منجمد به حرکت درمیآید؛ بنبستی شکسته میشود، سکوتی پایان مییابد و توافقی که هفته پیش قفل شده بود ممکن میگردد. تا وقتی نور باقی است در این مسیر تازه گام بردارید؛ با غروب آفتاب سرما بازخواهد گشت.