آرکانای بزرگ · 14

مرگ

خیابان خاموش می‌شود و کاغذ روی پنجره‌ها می‌نشیند؛ پایانی که زمین را برای ساخت‌وساز بعدی شهر هموار می‌سازد.

کارت در یک نگاه

عددشناسی
XIII
عنصر
آب
طالع‌بینی
عقرب
مسیر کابالایی
نون (تیفرت → نئتسخ)
زمان‌بندی
فصل عقرب · حدود ۳۰ روز
بله / خیر
مستقیم بله · معکوس خیر

مستقیم

دگرگونی تغییر چهره خیابان پایان‌ها رها کردن تولد دوباره هموار کردن زمین نوسازی وداع آگاهانه

معکوس

مقاومت در برابر تغییر رکود چنگ زدن به گذشته ترس از تغییر انکار پرسه زدن در خیابان قدیمی

مرگ در هر دسته

دسته‌های مختلف، همان کهن‌الگوها را بازتفسیر می‌کنند. تصویرگری‌ها را مقایسه کنید و برای خواندن تفسیر کامل، دسته مورد نظر را باز کنید.

تصویرسازی و نمادشناسی

در تاروت شهر نیویورک، کارت یک غذاخوری محبوب را نشان می‌دهد که خاموش شده است. پنجره‌هایش با تخته و چسب بسته شده‌اند، تابلوی نئون غذاخوری در پس‌زمینه آسمان خاموش است و بنری درخشان روی سایه‌بان نوشته است: «آپارتمان‌های مجلل به‌زودی». این مرگ یک خیابان است، نه مرگ یک انسان؛ تغییر چهره یک کنج خیابان، چه با آن موافقت کرده باشید و چه نکرده باشید.

خودِ مرگ به عنوان اسکلتی با کلاه ایمنی کارگران ساختمانی و لباس کار روی پیاده‌رو ایستاده و لوله‌ای از نقشه ساختمانی روی شانه دارد. مرگ در تاروت رایدر-ویت سوار بر اسبی سفید است و پرچمی سیاه حمل می‌کند؛ اما مرگ نیویورک پیاده می‌رود و نقشه حمل می‌کند. حرکت رو به جلو یکسان است، اما ابزار تغییر در اینجا به‌جای داس، مجموعه‌ای از نقشه‌های ساختمانی است. اسکلت، همان چارچوبی است که زندگی جدید روی آن بنا می‌شود، و در این شهر، نقشه ساختمانی اسکلت ساختمان بعدی است. تغییر در حالی فرامی‌رسد که طرح جایگزینِ بنای قدیمی را از پیش در دست دارد.

پشت غذاخوری تعطیل‌شده، برجی از شیشه تیره سر به آسمان کشیده که دیواره آینه‌ای آن هیچ بازتابی از خیابان قدیمی ندارد؛ عصر جدید نیازی به کسب اجازه از عصر قدیمی نمی‌بیند. پرتوهای خورشیدی پشت نئون خاموش در آسمان می‌تابند و معنای خورشید در حال طلوع در کارت کلاسیک را منتقل می‌کنند: هر پایانی به سوی بامداد گشوده می‌شود. نقطه‌های نیم‌سایه (هفتون) مانند نقل‌ونبات جشن یا آوارهای در حال سقوط در صحنه پراکنده‌اند و هر دو برداشت را هم‌زمان حفظ می‌کنند، زیرا در نیویورک، جشن و تخریب غالباً یک رویداد واحد هستند. در دوردست، سیلوئت‌های سیاه و کوچک مجسمه آزادی و یک ناظر تنها ایستاده‌اند. همانند پادشاه، کودک، کشیش و زن مدهوشی که زیر سم اسب در کارت کلاسیک مرگ پایمال می‌شوند، آن‌ها نشان می‌دهند که همگان در برابر تغییر برابرند. نه آزادی و نه فرد عادی روی پیاده‌رو نمی‌توانند مانع تغییر چهره خیابان شوند، و هر دو از این نسخه از خیابان فراتر خواهند رفت. علامت‌های چسب‌خورده X روی پنجره‌ها چشمان بسته ساختمان قدیمی هستند، در حالی که شاخه درختی که به بالای قاب راه یافته تأکید می‌کند که چیزی زنده و اندام‌وار از هر تخریبی جان سالم به در می‌برد.

معنی اصلی

مرگ همان غذاخوری است که چهل سال اهل خیابان را اطعام کرده و اکنون خاموش شده است. کاغذ روی پنجره‌ها کشیده می‌شود، سپس تابلویی با وعده آپارتمان‌های مجلل نصب می‌گردد و دوره‌ای از زندگی شما با آن بسته می‌شود: یک رابطه، یک شغل، نسخه‌ای از خودتان، یا جایی که همیشگی به نظر می‌رسید. تمام خیابان سوگوار ساندویچ‌های قدیمی است، و این سوگواری واقعی و بجاست. اما پایان از قبل رخ داده است. پرسش دیگر این نیست که آیا بنای قدیمی باقی می‌ماند یا خیر؛ بلکه این است که روی زمین هموارشده چه خواهید ساخت. این دگرگونیِ بدون مذاکره است، درست مانند اجاره‌نامه‌ای که تمدید نمی‌شود.

ویت مرز دقیقی میان این کارت و کارت پیشین، یعنی «مرد آویزان»، ترسیم کرد. مرد آویزان مرگی درونی و اختیاری است، تسلیمی که خود انتخاب می‌کنید. مرگ، انحلال غیرارادی وضعیتی است که در آن قرار دارید، چه رضایت داشته باشید و چه نداشته باشید. آنچه این کارت می‌طلبد، رها کردن هویت فرسوده است تا زمین بتواند دوباره استفاده شود. در این دسته کارت، این حقیقت به‌جای مابعدالطبیعه‌ای دوردست، در کنج خیابان نشسته است: شهر تنها با تغییر مداوم زنده می‌ماند، و سخت‌ترین درس سفر «تازه‌وارد» را آموزش می‌دهد: جایی که شما را ساخته است، منتظرتان نخواهد ماند.

معنی مستقیم

در حالت مستقیم، مرگ نشان می‌دهد که چهره خیابان در حال تغییر است و به‌جای فرسایش تدریجی، خواستار قطعیتی روشن است. از دادخواهی نزد صاحب‌خانه گذشته دست بردارید. برای غذاخوری قدیمی یادبود بگیرید، داستان‌ها را بگویید، آخرین عکس را از تابلوی نئون بگیرید، سپس رو برگردانید و به زمین خالی نه به چشم فقدان، بلکه به عنوان فضا بنگرید. آنچه در حال تخریب است، روی پی‌ریزی و پایه‌ای ایستاده بود که دیگر توان تحمل بار را نداشت، و پاکسازی زمین تنها راهی است که گذشته را به‌جای آوار، به شالوده تبدیل می‌کند.

در عشق. دوره‌ای در قلب در حال چرخش است. گاهی این پایان رابطه‌ای است که اجاره‌نامه‌اش واقعاً منقضی شده و پیوندی که سال‌ها شما را تغذیه می‌کرد خاموش گردیده است. به همان اندازه، می‌تواند پایان یک مرحله درون رابطه‌ای باشد که ادامه می‌یابد؛ تخریب دوران ماه عسل تا شراکت واقعی به‌جای آن شکل گیرد. در هر صورت، تغییر اختیاری نیست، و زوج‌هایی که اجازه می‌دهند پویایی قدیمی بمیرد و دوباره متولد شود، همان ساختمان‌های تاریخیِ قهوه‌ای‌رنگی (براون‌استون) هستند که از هر چرخه شهر جان سالم به در می‌برند.

در شغل. شغل، نقش یا دوران حرفه‌ای رو به پایان است. بخش تجدید ساختار می‌شود، صنعت تغییر می‌کند، یا متوجه می‌شوید نردبانی که از آن بالا می‌رفتید به ساختمانی تکیه داده که برای تخریب علامت‌گذاری شده است. تابلوها را زودتر بخوانید، مهارت‌های خود را به خیابانی ببرید که در حال ساخت است، و اجازه دهید این پایان ناگهانی زمین را برای کاری هموار کند که هرگز جرأت انتخاب آن را در زمان بقای نقش قدیمی نداشتید.

در امور مالی. یک دوران مالی به پایان رسیده است، و در این شهر این امر فرصتی برای توسعه است. این می‌تواند به معنای تسویه بدهی‌های قدیمی، پایان جریان درآمدی که به باری سنگین تبدیل شده بود، یا فروپاشی یک توافق ناکارآمد باشد. پایان را به‌سرعت بپذیرید، آنچه را که باربری و ارزشمند است نجات دهید، و سرمایه آزادشده را به‌جای ساختن زیارتگاهی برای گذشته، صرف ساختمان بعدی کنید.

در سلامتی. تقریباً هرگز فیزیکی و لفظی نیست. این اخطار بازسازی است: ترک عادتی که سال‌ها بی‌صدا کنترل امور را در دست داشته، یا بازنگری در رژیم غذایی، خواب یا تحرک که روال‌های بدن قدیمی را بازنشسته می‌کند. پیری تنها پروژه توسعه‌ای است که هیچ‌کس نمی‌تواند متوقف کند، بنابراین تا زمانی که مجوز در دست شماست، آنچه را به شما آسیب می‌زند تخریب کنید.

معنی معکوس

در حالت معکوس، مرگ همان فرد مقاوم در برابر تغییر است؛ کسی که هنوز در ذهنش، در غذاخوری‌ای که شش ماه پیش تعطیل شده در حال خوردن صبحانه است. حکم تخلیه صادر شده و دوران به پایان رسیده، اما شما همچنان در حال پرداخت اجاره عاطفی برای نشانی‌ای هستید که دیگر وجود ندارد. معمولاً ترسِ نهفته، عشق به بنای قدیمی نیست، بلکه وحشت از «تازه‌وارد» شدنِ دوباره است. مشخص کنید کدام اجاره‌نامه در زندگی شما مدت‌ها پیش منقضی شده، ترس را صادقانه نام ببرید و رها کردن را جعبه به جعبه آغاز کنید.

در عشق. رابطه‌ای مانند یک غذاخوری تخته‌شده، که از هر نظرِ معنایی تمام شده اما هرگز به‌طور رسمی بسته نشده است. این ماندن به دلیل آن است که رفتن به معنای سوگواری است، یا چنگ زدن به کسی که هر دو بوده‌اید و زنده نگه داشتن گلایه‌های قدیمی با دستگاه تنفس مصنوعی. کارت خواستار گامی دشوار است: در را با وقار ببندید یا واقعاً از نو بسازید، اما پرسه زدن در آستانه در را متوقف کنید.

در شغل. ماندن پس از تعطیلی؛ باقی ماندن در نقشی که از هر جهت به جز خروج شما پایان یافته است. پیشرفت با امتناع مسدود شده است، نه با شرایط. ترس از دست دادن عنوان، سنگین‌تر از هزینه روزانه پرسه زدن در موقعیت قدیمی است، و هرچه بیشتر از پنجره‌های تخته‌شده محافظت کنید، حق اظهارنظر کمتری درباره آنچه روی زمین ساخته می‌شود خواهید داشت.

در امور مالی. رفتار مالیِ مقاوم در برابر تغییر، و پرداخت برای نگهداری ساختمان تخته‌شده: انبار زندگی گذشته، اشتراک دوره‌ای که به پایان رسیده، یا چاه پولی که زنده نگه داشته شده زیرا رها کردن آن به معنای اعتراف به پایان فصل است. دگرگونی در هر صورت رخ خواهد داد. تنها انتخاب این است که آیا دارایی‌های قدیمی را آگاهانه تبدیل می‌کنید یا منتظر می‌مانید تا بازار تخریب را با قیمتی بدتر انجام دهد.

در سلامتی. مقاومت در برابر تغییرات اجتناب‌ناپذیر بدن، وابستگی شدید به خویشتنِ جسمانی گذشته، یا ترس معکوسی مبنی بر اینکه هرگونه تغییر روال تنها به معنای زوال و از دست دادن خواهد بود. امتناع از بازسازی، ساختمان قدیمی را حفظ نمی‌کند؛ بلکه تضمین می‌کند تخریب بدون برنامه رخ دهد.

یادداشت‌های تاریخی

این کارت از دل یک فاجعه شکل گرفت. طاعون سیاه در سال ۱۳۴۷ میلادی به اروپا رسید و بین یک‌سوم تا نیمی از جمعیت را به کام مرگ کشاند، و هنر غربی به شکلی وسواس‌گونه به موضوعات مرگبار و جنائز رو آورد. دسته‌های کارت اولیه ایتالیایی مانند ویسکونتی دی مدرونه متعلق به حدود سال ۱۴۴۱، مرگ را با پوستی خاکستری کشیده‌شده روی استخوان‌ها، به‌صورت ملموس و لفظی نقاشی کردند. ویسکونتی-اسفورزا تنها دسته کارت تاریخی است که مرگ اسکلتی خود را به تیر و کمان مجهز کرد؛ سلاحی که مدت‌ها به ضربه سریع و تصادفی طاعون پیوند خورده بود. دسته‌های کارت اولیه دیگر با الهام از مکاشفه یوحنا، مرگ را به عنوان دروگری سوار بر اسبی رنگ‌پریده نشان می‌دادند که هر مقامی را از امپراتور تا فرد عادی پایمال می‌کرد.

تا سده هفدهم، تاروت مارسی روی دروگری پیاده با داس تثبیت شد و به طرز مشهوری سیزدهمین کارت را بدون نام رها کرد (Arcane sans nom)، زیرا بر زبان آوردن نام مرگ به معنای احضار آن تلقی می‌شد. تصویرسازی درو در آن، نقطه عطفی در معنا به همراه داشت: داس سر تاج‌دار و سر فرد عادی را درو می‌کند، اما دست‌ها و سرهای بریده‌شده مانند گندم نو از خاک می‌رویند و مرگ را به‌جای دیواری نهایی، به کود و مقوی نسل بعدی تبدیل می‌کنند. علوم خفیه‌دانان فرانسوی از جمله لِوی، کریستین و ویرت آن برداشت را به دکترین تبدیل کردند. سپس ویت و پاملا کولمن اسمیت در سال ۱۹۰۹ به سوارکار قدیمی بازگشتند و نمادشناسی رزیکروسیسم (اخوت صلیب گلگون) را روی آن لایه‌بندی کردند تا استاندارد مدرن را بسازند. تاروت شهر نیویورک آن اصالتِ پایان‌ها و نوسازی را حفظ می‌کند اما آن را به خیابان منتقل می‌سازد و داس را با مجموعه‌ای از نقشه‌های ساختمانی و اسکلت دروگر را با کلاه ایمنی تعویض می‌کند.

تطبیق‌ها و هم‌پیوستگی‌ها

عدد. XIII، عددی که خودِ شهر درباره آن خرافاتی است. بسیاری از ساختمان‌های نیویورک از طبقه سیزدهم عبور می‌کنند و در پنل آسانسور از ۱۲ به ۱۴ می‌پرند، که تفسیری کامل بر این کارت است: دگرگونی‌ای که همه با چشم‌دوختن به شماره‌ها از کنار آن عبور می‌کنند، در حالی که آن طبقه کاملاً ساخته شده و تمام طبقات بالای خود را نگه می‌دارد. محفل طلوع زرین این کارت را «فرزند دگرگون‌کنندگان بزرگ» و «خداوندگار دروازه‌های مرگ» نامید و آن را به‌جای ایستگاهی نهایی، فرآیندی مداوم قاب‌بندی کرد. از نظر اعدادشناسی، ۱۳ به ۴ (۱ + ۳) تقلیل می‌یابد؛ سازه کامل‌شده‌ای که در همان جایی می‌ایستد که بنای قدیمی ایستاده بود.

اخترشناسی. عقرب، نیویورکی‌ترین برج: شدید، رازآلود، دگرگون‌کننده و دارای اراده‌ای برای بقا که زیر زمین کار می‌کند. عقرب بر آنچه زیر سطح رخ می‌دهد حاکم است: معامله‌های امضاشده در اتاق‌های پشتی و تغییرات آرامِ زیرزمینی یک محله که تنها در روز کشیده شدن کاغذ روی پنجره‌ها مرئی می‌شود. هر دو حاکم آن در تصویر حضور دارند. مریخ کلاه ایمنی و نیروی خامی است که سازه‌ها را پایین می‌کشد؛ پلوتو نقشه‌های ساختمانی، طرح پنهان بلندمدت و ثروتی است که به‌طور نامرئی در املاک و مستغلات حرکت می‌کند.

عنصر. آب، واسطه عواطف و اعماق ناخودآگاهی که کارت از شما می‌خواهد از آن عبور کنید.

کابالا. حرف عبری «نون» است که به عنوان اسم به معنای «ماهی» و به عنوان فعل به معنای «رشد کردن» یا «جوانه زدن» است و وعده زندگی جدید را مستقیماً در حرف رمزگذاری می‌کند. مسیر آن مسیر بیست‌وچهارم است که از تیفرت (زیبایی) به نئتسخ (پیروزی) امتداد می‌یابد؛ هبوط آگاهی منظم به طبیعت غریزی خام.

زمان‌بندی. کارت به سوی فصل عقرب و ساماین تمایل دارد، زمانی که پرده نازک است، و غالباً به تغییری پایدار ظرف حدود سی روز اشاره می‌کند. به عنوان پاسخ بله یا خیر، در حالت مستقیم بله و در حالت معکوس خیر پاسخ می‌دهد.

دیدگاه روان‌شناختی

ریچل پولاک، که کتاب ۷۸ درجه حکمت او خوانش مدرن تاروت را بازآفرینی کرد، با مرگ به عنوان لحظه دقیق رها کردن نقاب‌های قدیمی توسط فرد رفتار می‌کند تا دگرگونی واقعی رخ دهد. این کارت به دلیلی پس از «مرد آویزان» می‌آید. تسلیمِ مرد آویزان وحشتی خاص را برمی‌انگیزد: اگر این رفتارها و این هویت را رها کنم، چیزی باقی نخواهد ماند و خواهم مرد. مرگ، مواجهه با آن ترس است؛ مرگ ایگو که باید پیش از هماهنگی «اعتدال» (کارت بعدی) رخ دهد.

مفیدترین اصلاحیه در تمرین مدرن، مقابله با «تطهیر سطحی» (light-washing) است؛ عادت تسکین دادن یک پرسش‌گر مضطرب با اصرار بر اینکه کارت تنها به معنای تغییر و پروانه‌هاست. مرگ پروانه نیست، بلکه کرم ابریشم درون پیله است که پیش از شکل‌گیری دوباره، خود را به سوپی آشفته تبدیل می‌کند. دگرگونی در این سطح مستلزم فقدانی واقعی است، و جهش از روی سوگواری تنها مانع رشد می‌شود.

در این دسته کارت، همان روان‌شناسی دارای دو حالت شکست در دو طرف حد ایده‌آل است. اگر آمادگی برای تغییر را بیش از حد فشار دهید، به تخریب زودرس تبدیل می‌شود: فردی که با نخستین ترک روی گچ‌بری همه‌چیز را به پایان می‌رساند زیرا رفتن امن‌تر از ماندن به نظر می‌رسد، و به محض اینکه مشاغل و افراد به جای دگرگونی به نگهداری نیاز پیدا می‌کنند، آن‌ها را رها می‌کند. آن را معکوس کنید و فرد مقاوم در برابر تغییر را به دست می‌آورید؛ کسی که از یک پایان چنان زخمی شده که در برابر تمام پایان‌های دیگر سنگربندی می‌کند و به مستأجرِ روح‌زده گذشته خود تبدیل می‌شود. میان تخریب‌گر زنجیره‌ای و فرد سرسختِ روح‌زده، تمام اصل این کارت قرار دارد: فردی که می‌تواند ساختمانی را که به تعمیر نیاز دارد از ساختمانی که باید فروریخته شود تشخیص دهد.

مرگ در میان دسته‌های مختلف تاروت

دسته‌های اولیه ایتالیایی. قدیمی‌ترین نسخه‌ها صریح‌ترین آن‌ها هستند؛ گوشت خاکستری چسبیده به اسکلت، و در ویسکونتی-اسفورزا تیراندازی که تیرها را به سوی جمعیت شلیک می‌کند، تصویرسازی‌هایی که با خاطره خام طاعون شکل گرفته‌اند.

تاروت مارسی. کارت بدون نام به عنوان Arcane sans nom ارائه می‌شود؛ اسکلتی پیاده که داس را در مزرعه می‌چرخاند و سر پادشاه تاج‌دار و فرد عادی را به یک اندازه می‌برد در حالی که دست‌ها و سرها دوباره از خاک می‌رویند؛ خوانش درو که مرگ را به چرخه نوسازی تبدیل کرد.

رایدر-ویت-اسمیت. ویت دروگر پیاده را رد کرد و به سوارکار قرون‌وسطایی روی اسب سفید بازگشت، سپس پرچم رز اسرارآمیز و طلوع خورشید میان برج‌ها را روی آن لایه‌بندی نمود و وحشت تصویر را حفظ کرد در حالی که وعده رستاخیز را زیر آن قرار داد.

تاروت شهر نیویورک. این دسته کارت معنای رایدر-ویت-اسمیت را می‌گیرد و به پیاده‌رو منتقل می‌کند. سوارکار به اسکلتی با کلاه ایمنی، پرچم سیاه به لوله‌ای از نقشه‌های ساختمانی، و پادشاه و فرد عادیِ پایمال‌شده به مجسمه آزادی و ناظری تنها تبدیل می‌شوند که شاهد خاموش شدن غذاخوری زیر بنر «آپارتمان‌های مجلل به‌زودی» هستند. همان حرکت بی‌وقفه رو به جلو، همان وعده بامداد پشت تابلوی خاموش، که به عنوان مرگ و بازسازی یک خیابان روایت می‌شود.

در ترکیب و زمینه

مرگ بیش از همه در برابر «برج» قرار می‌گیرد، و درک تفاوت این دو ارزشمند است. مرگ، ارگانیک و تا حد زیادی قابل پیش‌بینی است؛ پایان طبیعی یک چرخه مانند گرویدن پاییز به زمستان، و کشیده شدن کاغذ روی پنجره‌های غذاخوری پس از ماه‌ها معامله بی‌صدا در زیر زمین. این کارت معمولاً به پرسش‌گر فرجه می‌دهد تا با میل خود با تغییر همراه شود. برج، ناگهانی و غیرقابل‌مذاکره است؛ صاعقه‌ای که کل سازه را بدون هشدار فرو می‌ریزد، و دقیقاً زمانی فرامی‌رسد که هشدارهای آرام‌تر کارت مرگ نادیده گرفته شده باشند. یکی از خوانندگان این پیوند را به‌زیبایی بیان کرد: اگر به‌اندازه کافی سریع به مرگ نپیوندید، ممکن است برج وارد عمل شود و همه‌چیز را برای شما تغییر دهد.

کارت‌های مجاور خوانش را دقیق‌تر می‌کنند. اگر مرگ بارها در کنار شمشیرها کشیده شود، به ذهنی اشاره دارد که در تحلیل بیش از حد وضعیتی که از قبل پایان یافته گیر کرده و همچنان در حال خوردن صبحانه در غذاخوریِ تعطیل‌شده است. به عنوان تک کارت برای بله یا خیر، به یک پایان یا تغییر بزرگ (غالباً ظرف حدود یک ماه) پاسخ بله می‌دهد، و در حالت معکوس پاسخ خیر می‌دهد؛ الگوی انتظاری که با ترس خودِ پرسش‌گر از شهر ناشناخته در آن سوی جابه‌جایی قفل شده است. در جایگاه نتیجه، پایانی را پیش‌بینی می‌کند که نمی‌توانید از آن اجتناب کنید اما همچنان می‌توانید با شرایط خود با آن روبرو شوید و حق اظهارنظر درباره آنچه روی زمین ساخته می‌شود را حفظ کنید.

پرسش‌هایی برای تأمل

  • چه چیزی در زندگی شما از قبل خاموش شده اما همچنان در حال پرداخت اجاره عاطفی برای آن هستید؟
  • کدام اجاره‌نامه مدت‌ها پیش منقضی شده، و چه چیزی تحویل دادن کلیدها را این‌قدر دشوار کرده است؟
  • اگر این زمین را خودتان با بزرگواری پاکسازی می‌کردید، از تخریب اجباری چه چیزی توسط کارت برج جلوگیری می‌کردید؟

تفسیر عام کارت‌ها بر اساس دسته رایدر–ویت–اسمیت آماده شده که مرجع اصلی آکادمی تاروت است. برای دیدن نگاه ویژه هر دسته، می‌توانید آن را جداگانه باز کنید.

پرسش‌های متداول

آخرین نوشته‌ها

حکمت باستانی کارت‌های تاروت را کشف کنید و اسرار سفر معنوی خود را باز کنید. وبلاگ ما دروازه شما به درک نمادگرایی غنی، معانی و کاربردهای عملی خواندن تاروت است.